دنیای شعر
lia
-۶۷ / ۵۵
شعر همان معجزه شیرین کلمات...
فیلم خوانش شعر هستش
«پر از بغضم ، پر از دردم ، غم انگیزم ، پریشانم
فقط از حال خود اینقدر می دانم ...نمی دانم
به صبح شنبه ی زندانیان بی ملاقاتی
به عصر جمعه ی یک پادگان در مرز می مانم
به قدر دوری یک مادر از طفلش دلم تنگ است
شبیه کودکی جا مانده از بابا ، پریشانم...»
نظرات (۱)