رمان SPEAK FOR ME
رمان برایم حرف بزن (SPEAK FOR ME) پارت سی و نهم
+جی خودش... قاتل های خواهرش رو کشت؟
×جی آدم کش نیس آنه... قانون هنوز هم معرفتش بیشتر از آدمای اطرافمونه...بعداز صادر کردن حکم اعدام برای اونا جی برای همیشه از اون شهر رفت....البته من به زور بردمش وگرنه اگه میموند با اخلاقی که اونا براش ساختن تمام شهر رو خاکستر میکرد.
+ پدرش حتما خبر مرگ دخترش رو شنیده بوده که سکته کرده. چقدر زجر کشیده و خون دل خورده...
×همینطوره.
سکوت برقرار شده باعث میشد اشک هایم بیشتر جاری شود و همین تمام آن صحنه هایی که در گذشته مرد سیاه پوش رقم خورده بود را در خیالم میدیدم.
+پس تو و جی خیلی وقته همو میشناسین.
×دقیقا از همون روز که آقای پارک رو بردن میشناسمش. کمک های آقای پارک و سرنوشت باعث شد منو جی کنار هم قرار بگیریم تا توی ادامه مسیر زندگی تنها نباشیم.
+تو چطوری با آقای پارک آشنا شدی؟
با تک خندهی تلخی از کنارم بلند شد و همانطور که لیوان های خالی را درون سینی قرار میداد گفت:
×ظرفیت شنیدن داستان غمانگیز امشب هر دومون پره...مال من بمونه برای بعد. باید استراحت کنی.
با شنیدن اینکه آندره هم داستان غم انگیز خودش را دارد آهی کشیدم و باشه ای گفتم و پاهای آویزان را لبهی تخت تکان دادم که از چهارچوب در به سمتم برگشت و گفت:
×توام یادت نره داستان زندگیت رو برام تعریف کنی.
+داستان منم چیزی خوشحال کننده ای نداره. فکر کنم گذشته هر سه تای ما زیادی غم انگیزه!
آندره با لبخند محوی سر تکان داد و در جوابم گفت:
×پس باید اینو سرنوشت بدونیم که هرسه تامون کنارهمیم تا شاید بتونیم کنار همدیگه زخمای گذشته رو درمان کنیم؟
+شاید اینطور باشه...
آندره در را باز کرد و سرکی به بیرون کشید و بعد با لحنی سرشار از شوخی لب زد:
×پس باید اسم این خونه رو بزاریم " عمارت دل های خسته" ؟ یا باید بگیم" تیمارگاهی برای سه دل زخمی"؟
خنده کوتاهی کردم که با خنده جوابم را داد و همانطور که در را میبست گفت:
×بهتره استراحت کنی. شبت بخیر آنه.
+شب توام بخیر.
با بسته شدن در و پیچیدن صدای سکوت در اتاق، روی تخت دراز کشیدم و به آنچه که شنیده بودم فکر کردم.
تمام رفتاری های جی حالا برایم معنا پیدا میکرد و همین باعث میشد دلم بخواهد بیشتر در اینجا بمانم تا شاید بتوانم همراه خودم دل او را هم مرهم ببندم.
کاش بتوانم به قول آندره این خانه را تبدیل به مکانی برای تیمار دل های زخمی هر سه تامون کنم.
نظرات (۷)