سایلن SILEN چپتر 19 پارت 2

۰ نظر گزارش تخلف
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....

تصاویر سه صحنه در ذهنش کنار هم قرار می‌گیرند.

پزشک فاسد.

استاد سوءاستفاده‌گر.

قاچاقچی انسان.

کانگ نفس عمیقی می‌کشد.

«لعنتی…»

حالا الگو واضح است.

سایلن تصادفی نمی‌کشد.

او انتخاب می‌کند.

و هر بار…

قبل از کشتن، حقیقت را بیرون می‌کشد.

کانگ به پشتی مبل تکیه می‌دهد.

نگاهش به سقف می‌رود.

«تو قاتل سریالی نیستی…»

مکث.

«تو داری عدالت اجرا می‌کنی.»

صدای فیلم از تلویزیون می‌آید:

«عدالت کار دادگاه است.»

کانگ با تلخی می‌خندد.

«آره… باید باشه.»

اما ذهنش هنوز کار می‌کند.

اگر سایلن الگو دارد…

پس هدف بعدی هم دارد.

کانگ بلند می‌شود.

روی میز چند کاغذ یادداشت می‌اندازد.

سه نام می‌نویسد.

دکتر لی

پارک مین‌سو

مدیرعامل ترا-گلوبال

مدتی به آن‌ها خیره می‌شود.

بینشان چیزی هست.

حتماً هست.

او آن را حس می‌کند.

خیلی نزدیک است.

اما هنوز…

یک قطعه از پازل گم شده.

کانگ زیر لب می‌گوید:

«تو از کجا شروع کردی…؟»

سکوت.

تلویزیون هنوز روشن است.

کارآگاه داخل فیلم می‌گوید:

«برای فهمیدن قاتل… باید بفهمی چرا اولین بار دست به قتل زده.»

کانگ ناگهان به صفحه تلویزیون نگاه می‌کند.

چشم‌هایش باریک می‌شوند.

انگار ذهنش به جایی رسیده…

اما نه کاملاً.

نه هنوز.

او لیوان شرابش را دوباره پر می‌کند.

و آرام می‌گوید:

«بگو ببینم سایلن…»

«اولین نفر چرا؟»

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

سایلن SILEN چپتر 19 پارت 2

۴ لایک
۰ نظر

تصاویر سه صحنه در ذهنش کنار هم قرار می‌گیرند.

پزشک فاسد.

استاد سوءاستفاده‌گر.

قاچاقچی انسان.

کانگ نفس عمیقی می‌کشد.

«لعنتی…»

حالا الگو واضح است.

سایلن تصادفی نمی‌کشد.

او انتخاب می‌کند.

و هر بار…

قبل از کشتن، حقیقت را بیرون می‌کشد.

کانگ به پشتی مبل تکیه می‌دهد.

نگاهش به سقف می‌رود.

«تو قاتل سریالی نیستی…»

مکث.

«تو داری عدالت اجرا می‌کنی.»

صدای فیلم از تلویزیون می‌آید:

«عدالت کار دادگاه است.»

کانگ با تلخی می‌خندد.

«آره… باید باشه.»

اما ذهنش هنوز کار می‌کند.

اگر سایلن الگو دارد…

پس هدف بعدی هم دارد.

کانگ بلند می‌شود.

روی میز چند کاغذ یادداشت می‌اندازد.

سه نام می‌نویسد.

دکتر لی

پارک مین‌سو

مدیرعامل ترا-گلوبال

مدتی به آن‌ها خیره می‌شود.

بینشان چیزی هست.

حتماً هست.

او آن را حس می‌کند.

خیلی نزدیک است.

اما هنوز…

یک قطعه از پازل گم شده.

کانگ زیر لب می‌گوید:

«تو از کجا شروع کردی…؟»

سکوت.

تلویزیون هنوز روشن است.

کارآگاه داخل فیلم می‌گوید:

«برای فهمیدن قاتل… باید بفهمی چرا اولین بار دست به قتل زده.»

کانگ ناگهان به صفحه تلویزیون نگاه می‌کند.

چشم‌هایش باریک می‌شوند.

انگار ذهنش به جایی رسیده…

اما نه کاملاً.

نه هنوز.

او لیوان شرابش را دوباره پر می‌کند.

و آرام می‌گوید:

«بگو ببینم سایلن…»

«اولین نفر چرا؟»