.

۰ نظر گزارش تخلف
Reza
Reza

میام ازت بنویسم، حس می‌کنم سرم از مغزم داره جدا میشه. ننویسم هم که قصه‌ی رسم هزارتو داخل یه دایره‌ی بسته هست.
آخرش هم اژدهای دست سوخته‌ای هستم که از فرار مرحم تو، دستم رو فوت می‌کنم.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

.

۱۱ لایک
۰ نظر

میام ازت بنویسم، حس می‌کنم سرم از مغزم داره جدا میشه. ننویسم هم که قصه‌ی رسم هزارتو داخل یه دایره‌ی بسته هست.
آخرش هم اژدهای دست سوخته‌ای هستم که از فرار مرحم تو، دستم رو فوت می‌کنم.