انگیزشی
باید انجامش بدی:)
این ویدیو واسه چالش آلاله خانمه:)
موقعیت شماره 2 {چون دارم ی رمان جنایی میخونم و از زبان سوم شخص مینویسم}
_شاید این آخرین باری باشه که رنگ خون رو میبیند وقتی همهچیز تمام شد، پشتش را به صحنه کرد. برای اولین بار سنگینی کاری که کرده بود روی شانههایش نشسته بود؛ نه بهعنوان پیروزی، نه بهعنوان لذت… فقط یک خستگیِ بیانتها. حس میکرد سالها پیر شده. از در که بیرون رفت، فهمید این پایان نه فقط پایان یک نفر دیگر، که پایان خودش هم هست. دیگر چیزی برای ادامهدادن باقی نمانده بود
نظرات (۶۷)