بــرای ویـلیـام♡
وسط آن همه ترس و آشفتگی، وقتی همهچیز برایم سخت و مبهم شده بود، تو با حرفهایت آرامم کردی.
شاید خودت ندانی، اما همان دلگرمیها و حضورت در آن چند ساعت، برای من بیشتر از چیزی بود که بتوانم با کلمات توضیحش بدهم.
در لحظهای که اضطراب و نگرانی همهچیز را پر کرده بود، تو امید را یادم آوردی.
ممنونم که بودی، که کنارم ماندی و نگذاشتی آن لحظات سخت، سختتر بگذرند.
بعضی آدمها فقط برای چند ساعت وارد لحظهای از زندگی آدم میشوند، اما مهربانیشان تا مدتها در خاطر میماند.
نظرات (۵۶)