★ʏᴏᴜ ᴏɴʟʏ ᴅɪᴅ ʙᴀᴅ ᴛʜɪɴɢꜱ★
بعضی آدمها، حقیقت را نمیشکنند؛
فقط آنقدر دروغ را تکرار میکنند که شبیه حقیقت به نظر برسد.
دروغگوها همیشه با صدای بلند حرف نمیزنند؛
گاهی آرامترین لحن را دارند،
مطمئنترین نگاه را،
و باورپذیرترین لبخند را.
آنها خوب میدانند چگونه اعتماد بسازند،
نه برای حفظ کردنش..؛
برای اینکه روزی راحتتر آن را بشکنند.
دروغ، برای بعضیها یک اشتباه نیست؛
شیوهی زندگیشان است.
هر بار که حقیقت به ضررشان باشد،
واقعیتی تازه میسازند؛
و هر بار که نقابشان ترک برمیدارد،
دروغی بزرگتر را جای آن میگذارند.
تلخترین بخشِ ماجرا این نیست که دروغ گفتند..
تلخترین بخش این است که تو، از تهِ دل، راست بودنشان را باور کرده بودی.
اعتماد، مثل شیشه است؛
شاید بشود تکههایش را کنار هم چید،
اما هیچوقت به شفافیتِ روزِ اول برنمیگردد.
آدمهای دروغگو شاید بتوانند مدتی حقیقت را پنهان کنند،
اما هیچ دروغی آنقدر بزرگ نیست که تا ابد از نور فرار کند.
آخرِ هر قصه،
حقیقت راهِ خودش را پیدا میکند،
و آنوقت، چیزی که از یک دروغگو باقی میماند،
نه حرفهایش..
بلکه اعتمادهاییست که برای همیشه از بین برده است.
راشین-
نظرات (۲)