سایلن SILEN چپتر 21 پارت 1

۰ نظر گزارش تخلف
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....

شب آرام بود.

خیلی آرام‌تر از چیزی که باید می‌بود.

کانگ جه‌هیوک روی صندلی چوبی آپارتمانش نشسته بود. کت را آویزان کرده بود، آستین پیراهنش بالا رفته و یک فنجان قهوه‌ی سرد کنار دستش بود.

تلویزیون خاموش.

فقط نور چراغ مطالعه.

پرونده‌ای قدیمی روی میز باز بود.

پرونده انضباطی – فدراسیون تکواندو

اسم‌ها با فونت رسمی چاپ شده بودند.

او آرام ورق زد.

گزارش‌ها.

اظهارنظر پزشک تیم.

صورت‌جلسه هیئت فنی.

و بعد—

ایستاد.

ابروهایش کمی در هم رفت.

«…آسیب شدید تاندون آشیل. عدم امکان ادامه تمرین حرفه‌ای.»

کانگ نفس آهسته‌ای کشید.

گزارش پزشکی را برداشت.

دوباره خواند.

بار سوم.

چیزی درست نبود.

گوشی‌اش را برداشت و شماره‌ای را گرفت.

چند بوق.

«دکتر چوی؟ من کانگم.»

مکث.

«یه سؤال پزشکی دارم. آسیب تاندون آشیل… اگه شدید باشه، چه‌قدر طول می‌کشه تا یه آدم عادی دوباره بتونه راه بره؟»

صدای آن‌طرف خط کمی فکر کرد.

«حداقل شش ماه. برای ورزشکار حرفه‌ای؟ شاید یک سال.»

کانگ نگاهش را به گزارش دوخت.

«اینجا نوشته سه هفته بعد از تشخیص، فرد در حال پیاده‌روی کوهستانی دیده شده.»

سکوت آن‌طرف خط.

«…غیرممکنه.»

کانگ آرام گفت:

«مطمئنی؟»

«اگه اغراق نکرده باشن؟ بله. غیرممکن.»

تماس قطع شد.

کانگ گوشی را روی میز گذاشت.

چند ثانیه همان‌طور ماند.

بعد دوباره به پرونده نگاه کرد.

در گزارش، امضای مربی پایین صفحه بود.

پارک دونگ‌وو

او آرام زیر لب گفت:

«پس یا پزشک دروغ گفته…»

مکث کرد.

«…یا ازش خواستن دروغ بگه.»

کانگ بلند شد.

رفت کنار پنجره.
...

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

سایلن SILEN چپتر 21 پارت 1

۵ لایک
۰ نظر

شب آرام بود.

خیلی آرام‌تر از چیزی که باید می‌بود.

کانگ جه‌هیوک روی صندلی چوبی آپارتمانش نشسته بود. کت را آویزان کرده بود، آستین پیراهنش بالا رفته و یک فنجان قهوه‌ی سرد کنار دستش بود.

تلویزیون خاموش.

فقط نور چراغ مطالعه.

پرونده‌ای قدیمی روی میز باز بود.

پرونده انضباطی – فدراسیون تکواندو

اسم‌ها با فونت رسمی چاپ شده بودند.

او آرام ورق زد.

گزارش‌ها.

اظهارنظر پزشک تیم.

صورت‌جلسه هیئت فنی.

و بعد—

ایستاد.

ابروهایش کمی در هم رفت.

«…آسیب شدید تاندون آشیل. عدم امکان ادامه تمرین حرفه‌ای.»

کانگ نفس آهسته‌ای کشید.

گزارش پزشکی را برداشت.

دوباره خواند.

بار سوم.

چیزی درست نبود.

گوشی‌اش را برداشت و شماره‌ای را گرفت.

چند بوق.

«دکتر چوی؟ من کانگم.»

مکث.

«یه سؤال پزشکی دارم. آسیب تاندون آشیل… اگه شدید باشه، چه‌قدر طول می‌کشه تا یه آدم عادی دوباره بتونه راه بره؟»

صدای آن‌طرف خط کمی فکر کرد.

«حداقل شش ماه. برای ورزشکار حرفه‌ای؟ شاید یک سال.»

کانگ نگاهش را به گزارش دوخت.

«اینجا نوشته سه هفته بعد از تشخیص، فرد در حال پیاده‌روی کوهستانی دیده شده.»

سکوت آن‌طرف خط.

«…غیرممکنه.»

کانگ آرام گفت:

«مطمئنی؟»

«اگه اغراق نکرده باشن؟ بله. غیرممکن.»

تماس قطع شد.

کانگ گوشی را روی میز گذاشت.

چند ثانیه همان‌طور ماند.

بعد دوباره به پرونده نگاه کرد.

در گزارش، امضای مربی پایین صفحه بود.

پارک دونگ‌وو

او آرام زیر لب گفت:

«پس یا پزشک دروغ گفته…»

مکث کرد.

«…یا ازش خواستن دروغ بگه.»

کانگ بلند شد.

رفت کنار پنجره.
...