.forever
نوشتار
شاید نیهیلیسم تنها فلسفهای باشد که میتواند عشق را بدون دروغ توضیح دهد.
جهان به ما بدهکار نیست؛ نه معنایی، نه عدالتی و نه پایانی خوش. آدمها وارد زندگیمان میشوند، چیزی را در وجودمان تغییر میدهند و بعد، بیآنکه حتی متوجه باشند، به زندگی خود ادامه میدهند.
و تو میمانی با حقیقتی مضحک: کسی که برای تو به یک استثنا تبدیل شده، شاید حتی نداند که روزی برای کسی اینقدر مهم بوده است.
عجیب است؛ چطور میتوان کسی را دوست داشت، بیآنکه انتظار ماندنش را داشته باشی؟ چطور میتوان پذیرفت که شاید روزی عاشق شخص دیگری شود، درحالیکه تو هنوز در سکوت، به خاطرهی بودنش وفاداری؟
من از دوست داشتنش پشیمان نیستم. پشیمانی مستلزم این است که باور داشته باشم اگر به گذشته برگردم، انتخاب دیگری میکنم.
اما شاید دردناکترین حقیقت همین باشد: میدانم هیچ تضمینی وجود ندارد، میدانم ممکن است هرگز مرا آنطور که من او را میبینم نبیند، و بااینحال، هنوز نمیتوانم وانمود کنم که برایم بیمعناست.
من جهان را سرزنش نمیکنم؛ جهان قولی نداده است. او هم قولی نداده.
پس اگر این احساس در نهایت به هیچ ختم شود، باشد.
من از هیچ نمیترسم.
فقط گاهی از خودم میپرسم چرا هنوز برای چیزی که هیچ وعدهای به من نداده، اینقدر زندهام.
نظرات (۵۶۵)