فقط مجبورم ادامه بدم همین!> کپ
حقیقتا حالم اصن خوب نیس
چه جسمی چ روحی خیلی بد سرماخوردم و به همه چی و خودم شک دارم
فکر میکنم عقبم کلی کار مونده دارم ک با وجود داشتن زمان انجامشون ندادم و فقط وقت تلف کردم
اون "هستی" ک قول داده بودم باشم نیستم
همه چی خیلی سخت نشده من سختش میکنم و ذهن کوفتی و لعنتیم!>
بسیار بی حوصله و داغون:>
ولی هیچ جایی نبود ک بخوام بگمش جز چنلم
دوستام ادمای خوبی ان ولی فقط تو مدرسه حداقل من اونقدر صمیمیتی ندارم باهاشون ک همه چی رو بهشون بگم
واقعا خسته شدم همین اول کاری ولی راهی جز این ندارم و ادامه میدم
و البته فرصتشو!:>
فرصت "زندگی کردن" ک به ما داده شده خیلی مهمه!
من ادم قدرنشسناسی نیستما ! فقط گاهی تواناییمو از دست میدم و دوباره برمیگردم
ولی همین مریضی کوفتیه ک منو از پار دراورده
امسال ک رتبه ها اومد تصمیم گرفتم درست و با استمرار بیشتر تلاش کنم
واسه همینم میگم راهی ندارم و فقط میرم جلو
خلاصه زمان زود میگذره
هرجور ک هست انجماش میدم
اول خوب بشم و سالم بشم
یعدش برمیگردم
مراقب خودتون خیلی باشین هرچند پاییزو خیلی دوست دارم ولی مهر مریضی های مضخرفی داره
شب بخیر
میخوابم ب امید اینکه صبح همه چیو فراموش کنم و قوی تر ادامه بدم و برم سر زنگ فیزیک!
با اون روحیه ک قوی ک درسایی ک میده رو من تست هاشو زدم
الان میخوابم صبح ایشالا قبل کلاس 50تا تست تکلیف رو می حلم و متوسطن ولی سخت!
ببخشید سلام نکردم
واقعا حوصله نداشتم
ولی گاهی هممون کلافه میشیم و از روی اون ارزوهه ادامه میدیم
فایتینگ!
هستی سعی میکنه بهتر بشه!
نظرات (۵۵)