نقد سریال «یل» به بهانهی انتشار قسمت اول
یل به کارگردانی جمشید محمودی آنارشی دراماتیکی است که در جمیعِ جهات از یک اُلیگارشیِ سخیف در مدیومِ فرهنگی و هنریِ شبکهی نمایش خانگی خبر میدهد. ماجرا از یک تجارتِ نمایشی از سوژهی تجاوز به استیصالِ تاریخ در آن شیفت پیدا کرده. گویی فقط با بافتههایی تاریخی، از تخیلِ قبل از انقلاب، میتوان تالیفاسدهای اجتماعی و مابهازاهای موجود در آن را نشان داد. این یک فروپاشیِ فرهنگی است که مؤلفان برای اینکه همهچیز را خوش و خُرم نشان دهند به کافهها، روابط، نسبتها و... قبل از یک انقلابِ فرهنگی رجوع میکنند. مسلماً این فرار از واقعیت است که میخواهیم رقص و لمسِ زنانه را نشان دهیم امّا با زیرکی بخشی تاریخی را پیش میکشیم و دوباره همان بخش خواسته یا ناخواسته میشود سفیدشوییِ دوران پهلوی و ساواکیسم. پخشِ آهنگهایی نوستالژیک از خوانندههای آن دوران، پخش فیلمِ «سلطان قلبها» فردین، استفاده از مشروبات الکلی توسطِ پری با بازیِ پردیس احمدیه و... نمایشِ اسفناکِ واقعیتِ فروپاشیده از فرهنگِ ایرانی است. این نوستالژیها قطعاً به عادّیسازیهایی ختم خواهند شد که نتیجهی آن واپسگرایی به نفعِ جهالتِ طاغوتیوارِ سلطنتطلبها است. به سکانسی توجّه داشته باشید که پری به دنبال برادرِ کوچکترش برای غافلگیریِ او رفته، شیشهی مشروبِ الکلی را از او میگیرد و بجای تنبیهِ او، خودش از آن مینوشد. این سکانس همهی آنچیزی است که سیستمِ طاغوتیِ نمایشْ در ایران میخواهد و...
متن کامل را مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26381
نظرات