نگاهی به قسمت ابتدایی «نیم رخ»
نیم رخ سریالِ تازه به دوران رسیدهی رضا شریفی مفهومی ناقص به ارزشهایی چون: فرهنگ، پزشکی و هنر دارد. آنچه در قسمتِ ابتداییِ این مجموعه دیدیم شناختِ نامعقول در تعریفِ سائقهای جمعی است. کاوه، حامد کمیلی، یک روانشناس است، و ستاره، بهاره کیانافشار، یک هنرمند که از ازدواجِ آنها دختری به نام آهو خلق شده. این وسط ارتباط کاوه با مُنشیِ مطباش زیرِ سؤال، توسط شکهای ستاره، رفته که ظاهراً برای کاوه خیلی هم مهم نیست. از طرفی ارتباطِ برادر کاوه با مُنشیِ او در حالِ ایجاد تعلیق برای این پارانویا است. ابتدای این مجموعه با قتلِِ در ظاهر خودکشیِ یک دختر آغاز میگردد. بعد دیالوگی داریم که به سمتِ پدرِ آن دختر نشانه میرود که نجسی خوردن بیآبرویی نیست ولی تو و دیگران با روی اعصاب رفتناش بیآبرویاش کردی و... من در ابتدا لازم میدانم پاسخی به جناب فراستی بدهم. شما که چُنین نقدهایی را در گیومه میگذاری و بعد پاسخی برای آن در کانالِ یوتیوبِ خود آماده میکنی و گویی عوامل سریالِ سجاد پهلوانزاده «کوری»، از دوستانتان هستند، چگونه ناتوان بودید برای صحیح خواندنِ شاهنامه از روی متن؟ چگونه تبلیغاتِ سایتی را برای «جنگ جهانی سوم» هومن سیدی، یک شعارِ فیلم در نظر گرفتید؟ بنظر میرسد باید از دیالوگ «آژانس شیشهای» حاتمیکیا، برایتان استفاده کرد: دورهات تمام شده رئیس. نقد، گونههای مختلفی دارد، مانند: نقد روانشناسانه، فرهنگی و آکادمیک و این خودارجاعی در نقد خطرناکترین ویژگیِ فردِ منتقد است و...
متن کامل را در مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26330
نظرات