Your Trace+1

Your Trace

۱۵ ویدیو

Your trace+=13

۱۵ نظر گزارش تخلف
نیک"(عضو سازمان جنایی)
نیک"(عضو سازمان جنایی)



آفتاب از پرده افتاد رو صورت جونگ‌کوک. چشماش رو باز کرد. هنوز رو مبل بود، ولی سرش رو شونه‌ی تهیونگ. تهیونگ هنوز خواب بود، دستش دور شونه‌ی جونگ‌کوک.

جونگ‌کوک آروم بلند شد، نرفت دستشویی. اول رفت آشپزخونه، آب گذاشت، قهوه دم کرد.

تهیونگ بیدار شد. صدای قاشق. نشست، موهاش ریخته بود رو پیشونیش. رفت آشپزخونه، تکیه داد به چارچوب در.

"صبح بخیر."

جونگ‌کوک برگشت، لبخند زد. "صبح بخیر، کارآگاه."

تهیونگ اومد جلو، فنجون رو گرفت، یه قلپ خورد. بعد نگاهش به گردن جونگ‌کوک افتاد.

جونگ‌کوک تی‌شرت سفید پوشیده بود. رو گردنش، چند تا لکه‌ی کوچیک، تیره. جای لب و دهن. مال شب پیش.

تهیونگ فنجون رو گذاشت. نگاهش کرد. گوشه‌ی لبش بالا رفت.

جونگ‌کوک متوجه شد. دستش رو برد گردنش. "چی؟"

تهیونگ جلو اومد، دستش رو برد، یقه‌ی تی‌شرت رو یه ذره کشید پایین. نگاه کرد.

"جای منو داری."

جونگ‌کوک خشک شد. رفت سمت آینه. نگاه کرد. سرخ شد.

"تهیونگ! اینا... اینا معلومه!"

تهیونگ فنجونش رو برداشت، تکیه داد به میز. "خب. معلوم باشه."

جونگ‌کوک برگشت. "همکارات می‌بینن!"

تهیونگ شونه بالا انداخت. "ببینن."*حس مالکیت*

جونگ‌کوک اومد جلو، انگشتش رو گذاشت رو سینه‌ی تهیونگ. "تو... تو عمدی این‌کارو کردی."

تهیونگ نگاهش کرد. آروم. "آره. عمدی."*هعی خرگوش سفید با کیس مارک بره سرکار فاجعه قرن میشه*

جونگ‌کوک ساکت شد. تهیونگ خم شد، یه بوسه‌ی کوتاه رو لبش. بعد سمت در رفت.

"بیا. دیر می‌شه."

جونگ‌کوک تو جا خشکش زد. بعد دستش رو گذاشت رو گردنش، لبخند زد.

تو ماشین، تهیونگ فرمون رو گرفت. جونگ‌کوک کنارش، یقه‌ش رو بالا می‌کشید.

تهیونگ نگاهش کرد. "بی‌فایده‌ست. دستت رو بردار."

جونگ‌کوک غر زد. "تو دیوونه‌ای."

تهیونگ لبخند زد. "دزدها رو دیوونه می‌کنم."

و راه افتاد سمت اداره.

دست نویس:پیشی
+2پارت بعدی پارت اخر رمان مونه+

نظرات (۱۵)

Loading...

توضیحات

Your trace+=13

۱۵ لایک
۱۵ نظر



آفتاب از پرده افتاد رو صورت جونگ‌کوک. چشماش رو باز کرد. هنوز رو مبل بود، ولی سرش رو شونه‌ی تهیونگ. تهیونگ هنوز خواب بود، دستش دور شونه‌ی جونگ‌کوک.

جونگ‌کوک آروم بلند شد، نرفت دستشویی. اول رفت آشپزخونه، آب گذاشت، قهوه دم کرد.

تهیونگ بیدار شد. صدای قاشق. نشست، موهاش ریخته بود رو پیشونیش. رفت آشپزخونه، تکیه داد به چارچوب در.

"صبح بخیر."

جونگ‌کوک برگشت، لبخند زد. "صبح بخیر، کارآگاه."

تهیونگ اومد جلو، فنجون رو گرفت، یه قلپ خورد. بعد نگاهش به گردن جونگ‌کوک افتاد.

جونگ‌کوک تی‌شرت سفید پوشیده بود. رو گردنش، چند تا لکه‌ی کوچیک، تیره. جای لب و دهن. مال شب پیش.

تهیونگ فنجون رو گذاشت. نگاهش کرد. گوشه‌ی لبش بالا رفت.

جونگ‌کوک متوجه شد. دستش رو برد گردنش. "چی؟"

تهیونگ جلو اومد، دستش رو برد، یقه‌ی تی‌شرت رو یه ذره کشید پایین. نگاه کرد.

"جای منو داری."

جونگ‌کوک خشک شد. رفت سمت آینه. نگاه کرد. سرخ شد.

"تهیونگ! اینا... اینا معلومه!"

تهیونگ فنجونش رو برداشت، تکیه داد به میز. "خب. معلوم باشه."

جونگ‌کوک برگشت. "همکارات می‌بینن!"

تهیونگ شونه بالا انداخت. "ببینن."*حس مالکیت*

جونگ‌کوک اومد جلو، انگشتش رو گذاشت رو سینه‌ی تهیونگ. "تو... تو عمدی این‌کارو کردی."

تهیونگ نگاهش کرد. آروم. "آره. عمدی."*هعی خرگوش سفید با کیس مارک بره سرکار فاجعه قرن میشه*

جونگ‌کوک ساکت شد. تهیونگ خم شد، یه بوسه‌ی کوتاه رو لبش. بعد سمت در رفت.

"بیا. دیر می‌شه."

جونگ‌کوک تو جا خشکش زد. بعد دستش رو گذاشت رو گردنش، لبخند زد.

تو ماشین، تهیونگ فرمون رو گرفت. جونگ‌کوک کنارش، یقه‌ش رو بالا می‌کشید.

تهیونگ نگاهش کرد. "بی‌فایده‌ست. دستت رو بردار."

جونگ‌کوک غر زد. "تو دیوونه‌ای."

تهیونگ لبخند زد. "دزدها رو دیوونه می‌کنم."

و راه افتاد سمت اداره.

دست نویس:پیشی
+2پارت بعدی پارت اخر رمان مونه+