The midnight library¹ کپ

۲۶ نظر گزارش تخلف
❁ღdiata✯୨୧✯❁رئیس کیوتچه کمپانیʚɞ diata (رمان the midnight library)*ɞپرنسسʚ*نما(ಡωಡ)ورژن کیوتچه(تیک صورتی✔)

این داستان : سلام من رورا هستم

رورا ۱۹ سال قبل از اینکه تصمیم به مرگ بگیرد در گرمای کتابخانه به میز شطرنج خیره شده بود

چشمان خانم جنی کتابدار کتابخانه برقی زد و به رورا گفت : رورا عزیزم طبیعیه که به آینده ات فکر کنی.

خانم جنی اولین حرکت را کرد و اسب را حرکت داد

خانم جنی به رورا گفت : تمام عمرت هنوز پیش روته؟
رورا : تمام عمرم
خانم جنی : میتونی هر جا ، هر جور و هر کاری که بخواهی بکنی؟
رورا ساکت ماند و مهره سرباز را دو قدم به جلو برد.

خانم جنی موهای خاکستری و با لباسی سبز و یقه اسکی و چهره مهربان بود.سن زیادی داشت اما رورا در مدرسه با خانم جنی احساس هم فکری میکرد.

۱۹ سال بعد

وقتی رورا روی مبل نشسته بود زنگ در به صدا خورد و آن فرد...

نظرات (۲۶)

Loading...

توضیحات

The midnight library¹ کپ

۳۰ لایک
۲۶ نظر

این داستان : سلام من رورا هستم

رورا ۱۹ سال قبل از اینکه تصمیم به مرگ بگیرد در گرمای کتابخانه به میز شطرنج خیره شده بود

چشمان خانم جنی کتابدار کتابخانه برقی زد و به رورا گفت : رورا عزیزم طبیعیه که به آینده ات فکر کنی.

خانم جنی اولین حرکت را کرد و اسب را حرکت داد

خانم جنی به رورا گفت : تمام عمرت هنوز پیش روته؟
رورا : تمام عمرم
خانم جنی : میتونی هر جا ، هر جور و هر کاری که بخواهی بکنی؟
رورا ساکت ماند و مهره سرباز را دو قدم به جلو برد.

خانم جنی موهای خاکستری و با لباسی سبز و یقه اسکی و چهره مهربان بود.سن زیادی داشت اما رورا در مدرسه با خانم جنی احساس هم فکری میکرد.

۱۹ سال بعد

وقتی رورا روی مبل نشسته بود زنگ در به صدا خورد و آن فرد...

آموزش