طلسممم آرزووو

BOOKS

۴۰ ویدیو
Belle (R.KH) -۴۰ / ۲۲

جین ایر

۱۱ نظر گزارش تخلف
Belle (R.KH)
Belle (R.KH)

جین ایر
نوشته شارلوت برونته
انتشارات های زیادی چاپش کردن من خودم مال افق رو خوندم
مترجم افق نوشین ابراهیمی
دو جلدی

داستان درباره دختری به اسم جین ایر که مادر و پدرش فوت کردن و با زنداییش زندگی میکنه که خیلی اذیتش میکنن تا اینکه یه روز زنداییش اونو به یه مدرسه شبانه روزی میفرسته و جین اونجا تحصیل میکنه معلم میشه. اینجاست که با خوش فکر میکنه و متوجه میشه اون هنوز دنیا رو ندیده و نشناخته پس تصمیم میگره بره معلم یر خونه بشه و اونجا وارد عمارت ثورنفیلد میشه و با آقای راچستر آشنا میشه و...

هعی کاش یکم فضاش روشن تر بود اون وقت من شیفته اش میشدم...!
داستان جذاب بود ولی تا یه حدی حس کردم داره کشش میده اون جلد اول رو (اوایلش) و جلد دوم رو (اواخرش) بیشتر دوست داشتم و بیشتر جذبم کرد. منظر از اینکه فضای خاموشی داشت اینه که یه جوری بود تاریک بود با روح نبود پژمرده بود؛ داستان نه ها، نثر! داستان روحیه داشت عالی بود ولی نثر بی روح بود، خاموش بود و جالب اینجاست که وقتی بلندی های بادگیر امیلی برونته ( خواهر شارلوت) رو می خونی اونم همین حس رو بهت میده...
زندگی نامه این دو تا خواهر رو که دیدم متوجه شدم خیلی سخت بوده زندگیشون و خب توی یه منزل کشیشی زندگی کردن و طبق چیزایی که دیدم زندگی تاریک و بی روحی داشتن و حس مکنم اینا رو به کتابا هم منتقل کردن
ولی
من ببرای این دو تا خواهر احترام قائلم چون به غیر از اون همه چیز جین ایر عالییی بود عالی ولی بلندی های بادگیر یکم جای کار تر داشت... شخصیت پردازیم حرف نداشت و شخصیت ها قابل درک بودن!!
فیلمشم ساختن که اونم قشنگه و می تونید تکه ایش رو تو ویدیو ببینید. البته البته کلا اکثر رمان های کلاسیک مخصوصا انگلیسی اینجورین ولی نه همه شون
دیگه هیچی دیگه اینم بخونید و ببرید لذت ^_^

نظرات (۱۱)

Loading...

توضیحات

جین ایر

۷ لایک
۱۱ نظر

جین ایر
نوشته شارلوت برونته
انتشارات های زیادی چاپش کردن من خودم مال افق رو خوندم
مترجم افق نوشین ابراهیمی
دو جلدی

داستان درباره دختری به اسم جین ایر که مادر و پدرش فوت کردن و با زنداییش زندگی میکنه که خیلی اذیتش میکنن تا اینکه یه روز زنداییش اونو به یه مدرسه شبانه روزی میفرسته و جین اونجا تحصیل میکنه معلم میشه. اینجاست که با خوش فکر میکنه و متوجه میشه اون هنوز دنیا رو ندیده و نشناخته پس تصمیم میگره بره معلم یر خونه بشه و اونجا وارد عمارت ثورنفیلد میشه و با آقای راچستر آشنا میشه و...

هعی کاش یکم فضاش روشن تر بود اون وقت من شیفته اش میشدم...!
داستان جذاب بود ولی تا یه حدی حس کردم داره کشش میده اون جلد اول رو (اوایلش) و جلد دوم رو (اواخرش) بیشتر دوست داشتم و بیشتر جذبم کرد. منظر از اینکه فضای خاموشی داشت اینه که یه جوری بود تاریک بود با روح نبود پژمرده بود؛ داستان نه ها، نثر! داستان روحیه داشت عالی بود ولی نثر بی روح بود، خاموش بود و جالب اینجاست که وقتی بلندی های بادگیر امیلی برونته ( خواهر شارلوت) رو می خونی اونم همین حس رو بهت میده...
زندگی نامه این دو تا خواهر رو که دیدم متوجه شدم خیلی سخت بوده زندگیشون و خب توی یه منزل کشیشی زندگی کردن و طبق چیزایی که دیدم زندگی تاریک و بی روحی داشتن و حس مکنم اینا رو به کتابا هم منتقل کردن
ولی
من ببرای این دو تا خواهر احترام قائلم چون به غیر از اون همه چیز جین ایر عالییی بود عالی ولی بلندی های بادگیر یکم جای کار تر داشت... شخصیت پردازیم حرف نداشت و شخصیت ها قابل درک بودن!!
فیلمشم ساختن که اونم قشنگه و می تونید تکه ایش رو تو ویدیو ببینید. البته البته کلا اکثر رمان های کلاسیک مخصوصا انگلیسی اینجورین ولی نه همه شون
دیگه هیچی دیگه اینم بخونید و ببرید لذت ^_^

سرگرمی و طنز