خود عشقی
تو یک نفر
همه باعث آزاری
همه دردی
همه رنجی
همه زحمتی
ولیکن تو به تنهایی
همه درمانی
همه آسایشی
همه رحمتی
تو درمان تمام دردهای منی
تو خود عشقی
این چنین در من همه تضادی و عین اتحادی
همچو مجهولی که معلومی و بسان معلومی که مجهول مانده
شاعر و گوینده تورج توجی
نظرات