فصل دوم رمان THE ADDICTION (اعتیاد) پارت نود هفتم
موهایش را پشت گوش دادم و انگشت اشاره ام را از میان ابرو هایش کشیدم و تا نوک بینی اش را لمس کردم و دستم را در فاصله خیلی کم لبش نگه داشتم که با نفس عمیقی به خودم آمدم و دستم را عقب کشیدم و هر دو دستم را میان موهایم بردم و با حرص کشیدم.
×دقیقا داری چه غلطی میکنی جونگ سونگ؟
و نفس را محکم بیرون فرستادم.
روی زانو هایم نشستم و کمی به سمتش خم شدم و آرام دست برشانه اش گذاشتم و تکانش دادم.
×میون وو؟میون وو بلند شو برو توی تخت بخواب اینجا تمام تنت میگیره.
اخمی کرد و تکانی خورد اما باز بلند نشد. کلافه نگاهی به او کردم و به سمت اتاق رفتم تا پتوی روی تخت را کنار بزنم و میون وو را به اتاق بیاورم.
با شنیدن شکستن چیزی شتابان از اتاق خارج شدم نگاهم به میون وو که منگ اطراف را نگاه میکرد افتاد. انگاری توی خواب با دستش به گیلاس ضربه زده بود و روی زمین انداخته و باعث خرد شدنش شده بود.
کنارش رفتم و سر شانه اش را گرفتم که با چشم های نیمه باز و اخمی از سر مستی و کج خلقی بخاطر بیدار شدنش نگاهم کرد و انگشت اشاره اش را مقابل چشم هایم گرفت.
_هی تو...پارک...جونگ...سونگ!چرا منو...از خواب بیدار کردی؟
با لحن تحکمی و بامزه ای کلمات را ادا میکرد و موجب شده بود لبخندی روی لبانم شکل بگیرد.
_هی تو...نخند. میخوای مجازات بشی؟
لبخندم را عمق بخشیدم تعظیمی کردم.
×نه بانوی من. این بنده حقیر رو ببخشید فقط میخواستم تا اتاق همراهیتون کنم.
لبخند پهنی زد و ناگهان خودش را میان آغوش انداخت و سر روی سینه ام گذاشت.
_خوبه که هستی جونگ سونگ-آ ... تو تنها کسی هستی که الان میتونم بهش تکیه کنم.
نفس حبس شده در سینه ام تقلا میکرد که بیرون بیاید که بریده بریده اجازه خروج بهش دادم.
نظرات