رمان
پارت هجدهم رمان
عصر یخبندان
پارت18
_نه فقط امروز کار زیاد دارم نمیخوام انرژیم هدر بره
_الان حرف زدن با من هدر رفتن انرژیته؟؟؟
قطع کردم اصلا حوصله جر و بحث باهاشو نداشتم
از خونه زدم بیرون و تا ازمایشگاه یه سر روندم
........
Henna
وایییی خودا اینا دیگه چه کوفتیه چرا من باید اینا رو بفهمم
اون ادم فضایی که این اسمای عجیبو گذاشته رو زنده میخوام
اخه میوز چیهههه بیشتر منو یاد گربه میندازه تا سلول
یه نگا به ساعت کردم واییی زمان چه کنده
من هینام ارومم و درونگرا ولی...
ادامه دارد...
نویسنده: ساناز...
نظرات (۵)