شعر جدید حمد و ستایش و درخواست از خداوند
چو سحرگاه برآیم درِ درگاه به طاعت
به نسیم مهر ورزی، تو و شهر رمضانت
چو اذانت، همه تکبیر و شهادت
من و عهد اذلیت، أنا سِلمی أنا حَرْبی
چو زِ چون دنیوی رهیدی دل و دیده اُخروی بدیدی
چو پَس زمان بِدیدی که از این مکان رهیدی
همه هَسْتِ این جهان را زِ که دانی به چه نامی
همه مخلوق زِ اللّٰه که تو لا اله الا
همه جنبش ، زِ اللّٰه که تو لا قوة الا
دل و دیده ها فدایت همه دیده از تو هست پیدا
همه هست و نیست هستی، زِ تو هست و نیست دستی
که همه به شور هستی، و در این زمان مَستی
به تو یارب به محمد (ص) برسان ولی ما را
به تو یارب به امیرمؤمنانت برسان فرج به مولا
نظرات