SILEN
سایلن SILEN چپتر 18 پارت 1
اتاق مشاوره دانشکده مهندسی کامپیوتر – غروب
اتاق ساده است.
یک میز، دو صندلی، یک لپتاپ باز.
کانگ جههیوک روبهروی هان سوجون نشسته.
این بار ضبطصوتی روی میز نیست. رسمی نیست… ولی از رسمی هم سنگینتر است.
کانگ لپتاپ را کمی جلو میکشد.
«میخوام نظرت رو بدونم. نه بهعنوان مظنون…
بهعنوان یه دانشجوی مهندسی کامپیوتر.»
سوجون سر تکان میدهد.
«باشه.»
کانگ صفحهای از گزارش فنی را باز میکند.
نه همهچیز. فقط بخشی از کد مخرب.
«فرض کن همچین برنامهای رو روی یه سرور امنیتی پیدا کردیم.
به نظرت کسی که اینو نوشته… چطور فکر کرده؟»
سوجون چند ثانیه به صفحه نگاه میکند.
نه مضطرب. نه هیجانزده.
فقط… متمرکز.
بعد آرام میگوید:
«اولین هدفش این نبوده که سیستم رو منفجر کنه.»
کانگ ابرو بالا میاندازد.
«چرا؟»
«اگه فقط تخریب فیزیکی میخواست، راه سادهتر داشت.
این… طراحی شده که شبیه نقص فنی دیده بشه.»
سوجون کمی جلو خم میشود.
«این بخش کد بار پردازشی رو تدریجی بالا میبره.
نه یهدفعه.
یعنی نویسنده میخواسته سیستم فرصت واکنش داشته باشه…
و عمداً اون فرصت رو ازش گرفته.»
کانگ میپرسد:
«پس خنککننده؟»
سوجون بیدرنگ جواب میدهد:
«گام دومه.
اول فشار، بعد خاموش کردن چشمها.»
کانگ مکث میکند.
«چشمها؟»
«سنسور دما.
تا وقتی سیستم نفهمه داره میسوزه، کمک نمیخواد.»
چند ثانیه سکوت.
کانگ نگاهش را از لپتاپ برمیدارد.
«به نظرت چرا حمله زمانبندی شده؟»
سوجون شانه بالا میاندازد.
«برای اینکه حضور آنلاین نویسنده بیربط بشه.
حتی اگه پلیس بدونه دقیقاً چه ساعتی اتفاق افتاده…
نمیتونه بگه چه کسی پشت کیبورد بوده.»
کانگ آهسته میگوید:
«رد دانشگاه چی؟»
سوجون این بار مکث میکند.
کوتاه. حسابشده.
بعد میگوید:
«اون عجیبترین قسمته.»
کانگ تیز میشود.
«چرا؟»
سوجون مستقیم نگاهش میکند.
«چون خیلی واضحه.»
کانگ چیزی نمیگوید.
سوجون ادامه میدهد:
«هکرهای حرفهای رد رو محو میکنن، نه هدایت.
اینجا رد هدایت شده.
مثل اینکه نویسنده خواسته پلیس دقیقاً به یک نقطه برسه.»
نظرات