نظر بدید>> کپ*
قیام ابرها
درسکوت اسمان اغاز شد
با فریادی بی صدا
که دل درخت را لرزاند.
برگ ها به تماشا نشستند
وباد
پرچم طوفان را برافراشت
قیام ابرها
نه برای ویرانی
که برای بیداری بود
برای شستن غبار فراموشی
از چهره خاک.
اما ان بیداری دیر رسید
پرنده ایی که بازگشت
اواز نداشت
فقط نگاهی خسته
و بال های خیس از پشیمانی.
تکه یی سروده شده از کتاب شعر بنده (。>︿<)_θ(⊙﹏⊙)(⊙﹏⊙)
نظرات