ادامه پارت بیست و پنجم رمان THE EDICTION (اعتیاد)

*Málek.H*HANDERSON(با یه عالمه آپدیت اومدم و توی این چند روز همشون رو میزارم)

ادامه...
از پله ها بالا رفتم. به اتاق که رسیدم، روی تختم پریدم. چشمانم خواب عمیقی را می‌طلبید اما فکر رامیون های هیسونگ از عمق خوابم می کاست... گویی رامیون های مخصوص او زیر زبانم مزه کرده بود؛ به گونه ای که هرگز طعم خوب آشنای اولین رامیونی که برایم درست کرده بود، یادم نرفته... طعم اولین محبت از سمت او...

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

ادامه پارت بیست و پنجم رمان THE EDICTION (اعتیاد)

۱۵ لایک
۲ نظر

ادامه...
از پله ها بالا رفتم. به اتاق که رسیدم، روی تختم پریدم. چشمانم خواب عمیقی را می‌طلبید اما فکر رامیون های هیسونگ از عمق خوابم می کاست... گویی رامیون های مخصوص او زیر زبانم مزه کرده بود؛ به گونه ای که هرگز طعم خوب آشنای اولین رامیونی که برایم درست کرده بود، یادم نرفته... طعم اولین محبت از سمت او...