با حقیقت و آب پوشیدن.شعر امیر قاضی‌پور

امیر قاضی پور ؛ دائو و لحظه حال
امیر قاضی پور ؛ دائو و لحظه حال


شعری از امیر قاضی‌پور

یک گام / " آبِ رودخانه از سد می‌گذرد "
قطره قطران
سدِ آب تمامِ رودخانه را تَه می‌گیرد
سُرسُره می‌خورم از آب
به رویِ سیروان رها می‌شود
گاه آب با پلک زدن به ستوه می‌آید
شُرشُره آب می‌ریزد تویِ دامنِ دخترِ کوه
آب ... جمع شدن
فریادهایی که در گرما چون آب - جمع شدن
ابری شونده
با حقیقت / و آب / ‌پوشیدن
از سودایِ طنین / و داد
قانون " آهسته " از زمان نما
ای جامِ تاریکِ انگشتانِ باز
سکونِ شب
سکونِ آب
ناخنِ کیست که می‌ریزد
رویاىِ آب
ای جام‌هایی که در فضا وجود دارد




خوانش شعر بالا اثر امیر قاضی‌پور

شعرِ «رهایی در آب» از همان عنوان تا تصویرسازی‌اش، به‌جای اینکه «رهایی» را یک رویدادِ بیرونی نشان بدهد، آن را به یک تجربه‌ی سیال تبدیل می‌کند: گذر، ریزش، جمع‌شدن، پوشیدن، آهستگی و سکون. شعر بیشتر شبیه یک «دگردیسیِ مداوم» است تا یک روایتِ خطی.

## 1) هسته‌ی معنایی: رهایی به‌مثابه گذر از سد
- «آبِ رودخانه از سد می‌گذرد» می‌تواند نقطه‌ی شروعِ مفهومی باشد: رهایی، فقط فرار نیست؛ یعنی عبور از سازوکارِ حبس (سد).
- بلافاصله اما شعر این عبور را تبدیل می‌کند به تجربه‌ی حسی/بدنی: «قطره قطران / … سُرسُره می‌خورم از آب».
این یعنی رهایی در آب، صرفاً یک ایده نیست؛ نوعی خودِ تجربه شدنِ رهایی است.

## 2) شبکه‌ی تصویرها (تصویر-محور بودن شعر)
در شعر شما، آب فقط یک ماده نیست؛ چند نقش دارد:
1) آب به‌عنوان «مکانیکِ عبور» (سد، گذر)
2) آب به‌عنوان «بدن/درون» (دامنِ دخترِ کوه، فرو رفتن/خوردنِ آب)
3) آب به‌عنوان «صدا اما نامتعارف» (آبِ آبریزش، فریاد در گرما، طنین و داد)
4) آب به‌عنوان «پوشش/حقیقت» (با حقیقت و آب پوشیدن)
5) آب به‌عنوان «سکون» (سکونِ شب / سکونِ آب)

این تنوع نقش‌ها، شعر را استعلایی و هم‌زمان بدنی می‌کند. یعنی رهایی هم در سطحِ جهان رخ می‌دهد، هم در سطحِ حس و تن.

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

با حقیقت و آب پوشیدن.شعر امیر قاضی‌پور

۰ لایک
۰ نظر


شعری از امیر قاضی‌پور

یک گام / " آبِ رودخانه از سد می‌گذرد "
قطره قطران
سدِ آب تمامِ رودخانه را تَه می‌گیرد
سُرسُره می‌خورم از آب
به رویِ سیروان رها می‌شود
گاه آب با پلک زدن به ستوه می‌آید
شُرشُره آب می‌ریزد تویِ دامنِ دخترِ کوه
آب ... جمع شدن
فریادهایی که در گرما چون آب - جمع شدن
ابری شونده
با حقیقت / و آب / ‌پوشیدن
از سودایِ طنین / و داد
قانون " آهسته " از زمان نما
ای جامِ تاریکِ انگشتانِ باز
سکونِ شب
سکونِ آب
ناخنِ کیست که می‌ریزد
رویاىِ آب
ای جام‌هایی که در فضا وجود دارد




خوانش شعر بالا اثر امیر قاضی‌پور

شعرِ «رهایی در آب» از همان عنوان تا تصویرسازی‌اش، به‌جای اینکه «رهایی» را یک رویدادِ بیرونی نشان بدهد، آن را به یک تجربه‌ی سیال تبدیل می‌کند: گذر، ریزش، جمع‌شدن، پوشیدن، آهستگی و سکون. شعر بیشتر شبیه یک «دگردیسیِ مداوم» است تا یک روایتِ خطی.

## 1) هسته‌ی معنایی: رهایی به‌مثابه گذر از سد
- «آبِ رودخانه از سد می‌گذرد» می‌تواند نقطه‌ی شروعِ مفهومی باشد: رهایی، فقط فرار نیست؛ یعنی عبور از سازوکارِ حبس (سد).
- بلافاصله اما شعر این عبور را تبدیل می‌کند به تجربه‌ی حسی/بدنی: «قطره قطران / … سُرسُره می‌خورم از آب».
این یعنی رهایی در آب، صرفاً یک ایده نیست؛ نوعی خودِ تجربه شدنِ رهایی است.

## 2) شبکه‌ی تصویرها (تصویر-محور بودن شعر)
در شعر شما، آب فقط یک ماده نیست؛ چند نقش دارد:
1) آب به‌عنوان «مکانیکِ عبور» (سد، گذر)
2) آب به‌عنوان «بدن/درون» (دامنِ دخترِ کوه، فرو رفتن/خوردنِ آب)
3) آب به‌عنوان «صدا اما نامتعارف» (آبِ آبریزش، فریاد در گرما، طنین و داد)
4) آب به‌عنوان «پوشش/حقیقت» (با حقیقت و آب پوشیدن)
5) آب به‌عنوان «سکون» (سکونِ شب / سکونِ آب)

این تنوع نقش‌ها، شعر را استعلایی و هم‌زمان بدنی می‌کند. یعنی رهایی هم در سطحِ جهان رخ می‌دهد، هم در سطحِ حس و تن.