SILEN
سایلن SILEN چپتر 16 پارت 1
سئول – روز سوم (یک هفته بعد از قتل دوم)
صبح زود.
آسمون سئول هنوز از مهِ شب خیسه. نور خورشید تازه لبهی برجها رو لمس کرده.
کارآگاه کانگ جههیوک پشت فرمون ماشین خاکستری خودش نشسته، روبهروی دانشگاه هانگسو.
قهوهاش سرد شده، ولی نگاهش هنوز برق میزنه.
یک هفتهست که منتظر چنین روزی بوده.
روزِ هفتم — روزی که طبق الگوی سایلن، قتل بعدی باید رخ بده.
۹:۲۰ صبح – ورودی پشتی دانشگاه:
سوجون، با همون حالت همیشگی، از در عقب وارد میشه.
موهای مرتب، کیف ساده، لبخند خفیفی که همیشهشه.
کانگ از داخل ماشین، لنز تلسکوپ کوچکش رو تنظیم میکنه.
زمزمه میکنه:
«اگر تویی، دیگه نقشت لو رفته.»
اما چیزی نمیبینه.
سوجون مستقیم به سمت دانشکدهی مهندسی میره، دستش پر از برگه.
برنامهاش؟ مثل همیشه عادی.
۱۰:۴۵ – کافهی «کتاب و قهوه»
همونجا مینشینه. یه فنجون بزرگ قهوهی آمریکانو، کنار یه کتاب قطور.
از پشت شیشه، کانگ داره نگاهش میکنه.
بیرون درختا باد ملایمی خوردن، برگها مثل ساعت شنی روی زمین میریزن.
کانگ یادداشت مینویسه روی دفتر کوچیکش:
هیچ نشانهای از اضطراب، تماس، یا سیگنال عجیب.
شاید اشتباه از ما بوده؟
۱۲:۲۵ – کتابخانهی ملی سئول.
هدف بعدی: سکوت مطلق.
سوجون وارد کتابخانه میشه، توی بخش تاریخ و جرایم سایبری میمونه.
کانگ از دور نظارت داره، مثل یه سایه.
سر ساعت ۱۲:۵۹ گوشیاش روی وضعیت ویبره تنظیمه.
در ذهنش شمارش معکوس.
۱۳:۰۰ … هیچ خبری نیست.
۱۳:۱۰ … فقط همهمۀ آرام دانشجوها.
۱۳:20 … هنوز هیچی.
یه نفس عمیق میکشه.
پچپچ میکنه:
«شاید واقعاً بیگناه باشه…»
اما…
درست همون لحظه تلفنش شروع به لرزیدن میکنه.
نام تماسگیرنده: افسر چوی.
کانگ گوشی رو برمیداره.
نظرات