"CAP"

۳۳ نظر گزارش تخلف
ɢʜᴏꜱᴛ ɢɪʀʟ
ɢʜᴏꜱᴛ ɢɪʀʟ

یک روز، بدون اینکه خودش بخواد و بدون اینکه آماده باشه،
یه چیز مهم ازش گرفته شد؛
نه چون ضعیف بود، نه چون اشتباه کرد،
فقط چون یکی تصمیم گرفت ظلم کنه، اونم درحالی که میدونست کارش چه عوارضی رو همراه خودش داره.
بعد از اون روز، همه‌ چی عوض شد.
امن‌ ترین چیزها ناامن شدن، خنده‌ها سخت شدن و شب‌ ها طولانی‌ تر....
اون طرف فقط رد شد و رفت، اما اینجا، یه نفر موند با ترس، با خاطره، با بدنی که دیگه بهش اعتماد نداشت.
آدما گفتن "بگذر"، "فراموش کن"، "قوی باش"
ولی کسی حتی نمیدونست اون دختر داره چیو تحمل میکنه، هیچکس کامل نمیفهمه، نه تا وقتی که تجربه اش کنه...
چرا باید بارِ کاری که اون کرد، روی دوش کسی بیفته که قربانی شد؟
اون آدم یاد گرفت نقش بازی کنه، بخنده، شوخی کنه و عادی به نظر بیاد،
ولی وقتی تنها می‌شد، تنفر می‌اومد بالا؛
نه فقط از کاری که باهاش شد، بلکه از ترس و قضاوت هایی که جای همدردی پشتش بودن.
بعضی روزها فکر می‌کرد دیگه تموم شده،
بعضی روزها هم فقط نفس میکشید که زنده بمونه.
نه قهرمان بود، نه قربانیِ همیشگی؛
فقط آدمی بود که داشت با ظلمی زندگی می‌کرد که تقصیرش نبود...!
زیادی بود، نه؟ :)
-L

نظرات (۳۳)

Loading...

توضیحات

"CAP"

۳۶ لایک
۳۳ نظر

یک روز، بدون اینکه خودش بخواد و بدون اینکه آماده باشه،
یه چیز مهم ازش گرفته شد؛
نه چون ضعیف بود، نه چون اشتباه کرد،
فقط چون یکی تصمیم گرفت ظلم کنه، اونم درحالی که میدونست کارش چه عوارضی رو همراه خودش داره.
بعد از اون روز، همه‌ چی عوض شد.
امن‌ ترین چیزها ناامن شدن، خنده‌ها سخت شدن و شب‌ ها طولانی‌ تر....
اون طرف فقط رد شد و رفت، اما اینجا، یه نفر موند با ترس، با خاطره، با بدنی که دیگه بهش اعتماد نداشت.
آدما گفتن "بگذر"، "فراموش کن"، "قوی باش"
ولی کسی حتی نمیدونست اون دختر داره چیو تحمل میکنه، هیچکس کامل نمیفهمه، نه تا وقتی که تجربه اش کنه...
چرا باید بارِ کاری که اون کرد، روی دوش کسی بیفته که قربانی شد؟
اون آدم یاد گرفت نقش بازی کنه، بخنده، شوخی کنه و عادی به نظر بیاد،
ولی وقتی تنها می‌شد، تنفر می‌اومد بالا؛
نه فقط از کاری که باهاش شد، بلکه از ترس و قضاوت هایی که جای همدردی پشتش بودن.
بعضی روزها فکر می‌کرد دیگه تموم شده،
بعضی روزها هم فقط نفس میکشید که زنده بمونه.
نه قهرمان بود، نه قربانیِ همیشگی؛
فقط آدمی بود که داشت با ظلمی زندگی می‌کرد که تقصیرش نبود...!
زیادی بود، نه؟ :)
-L