(DRACONIAN - Lustrous Heart (Official Lyric Video

Draconian

۲۹ ویدیو
In Vain -۲۹ / ۳

DRACONIAN - Rivers Between Us (Lyric Video)

۰ نظر گزارش تخلف
In Vain
In Vain

رودهای بین ما DRACONIAN - Rivers Between Us

ترجمه متن آهنگ:

کجاست آن جهانی که در چشمانت دیدم؟
شب را به سر برد، سپس نجوا کرد: خداحافظ
بُریدگی‌های پوستت و سرخیِ چشمانم
این زمستان درون، اکنون مرا درهم می‌شکند


من تنها هستم، تحقیر شده‌ام
فراموش کردن تو را به یاد نمی‌آورم
فقط طوفان را تاب می‌آورم

عشقی که داشتم، با جزر و مد غرق شد
آب‌هایی را به هم زد که دل‌ها در آن عریان‌اند
بُریدگی‌های پوستت و سرخیِ چشمانت
این شرم را در نومیدی می‌پیچد


«مانند ابر سرگردان و مانند آب جاری شو،
ببین که تمام زندگی یک خیالِ باشکوه است،
یک صفحه از انرژی، و هیچ چیزِ بنیادینی برای ترسیدن وجود ندارد.
اساساً،
تو فقط در سطح می‌ترسی،
از گذاشتن دست در آتش، از بیمار شدن،
اما از خودِ ترس نخواهی ترسید.
ترس از ذهنت می‌گذرد،
مثل بازتاب ابری سیاه در آینه.»

بگذار طناب را از گردن‌هایمان بردارم و ما را به خانه ببرم
هنوز چنان زنده، حتی پس از مرگت، فراتر از زمان
ما فقط دو معلولیم که در تعلّق شکست خورده‌ایم
بله، ما فقط دو معلولیم
اما باید محکم بچسبیم

از این گوشت و پوست، روحم مشتاق گسستن است
آیا هرگز احساس کردی که این شرایطِ کیهانی هرگز کافی نبود؟
آهسته بیدارم کن، اگر قرار است اصلاً بیدارم کنی
آهسته بیدارم کن… یا ببین که سقوط می‌کنم
ببین که سقوط می‌کنم

زندگی‌ای که داشتم با جزر و مد رفت
ببین که سقوط می‌کنم
فریبی دیگر، نجوا می‌کنم: خداحافظ
بُریدگی‌های تنم، سرخیِ چشمانت
ببین که سقوط می‌کنم
این اهریمنان درون، اکنون با من می‌میرند.

نظرات

در حال حاضر امکان درج نظر برای این ویدیو غیرفعال است.

توضیحات

DRACONIAN - Rivers Between Us (Lyric Video)

۳ لایک
۰ نظر

رودهای بین ما DRACONIAN - Rivers Between Us

ترجمه متن آهنگ:

کجاست آن جهانی که در چشمانت دیدم؟
شب را به سر برد، سپس نجوا کرد: خداحافظ
بُریدگی‌های پوستت و سرخیِ چشمانم
این زمستان درون، اکنون مرا درهم می‌شکند


من تنها هستم، تحقیر شده‌ام
فراموش کردن تو را به یاد نمی‌آورم
فقط طوفان را تاب می‌آورم

عشقی که داشتم، با جزر و مد غرق شد
آب‌هایی را به هم زد که دل‌ها در آن عریان‌اند
بُریدگی‌های پوستت و سرخیِ چشمانت
این شرم را در نومیدی می‌پیچد


«مانند ابر سرگردان و مانند آب جاری شو،
ببین که تمام زندگی یک خیالِ باشکوه است،
یک صفحه از انرژی، و هیچ چیزِ بنیادینی برای ترسیدن وجود ندارد.
اساساً،
تو فقط در سطح می‌ترسی،
از گذاشتن دست در آتش، از بیمار شدن،
اما از خودِ ترس نخواهی ترسید.
ترس از ذهنت می‌گذرد،
مثل بازتاب ابری سیاه در آینه.»

بگذار طناب را از گردن‌هایمان بردارم و ما را به خانه ببرم
هنوز چنان زنده، حتی پس از مرگت، فراتر از زمان
ما فقط دو معلولیم که در تعلّق شکست خورده‌ایم
بله، ما فقط دو معلولیم
اما باید محکم بچسبیم

از این گوشت و پوست، روحم مشتاق گسستن است
آیا هرگز احساس کردی که این شرایطِ کیهانی هرگز کافی نبود؟
آهسته بیدارم کن، اگر قرار است اصلاً بیدارم کنی
آهسته بیدارم کن… یا ببین که سقوط می‌کنم
ببین که سقوط می‌کنم

زندگی‌ای که داشتم با جزر و مد رفت
ببین که سقوط می‌کنم
فریبی دیگر، نجوا می‌کنم: خداحافظ
بُریدگی‌های تنم، سرخیِ چشمانت
ببین که سقوط می‌کنم
این اهریمنان درون، اکنون با من می‌میرند.

موسیقی و هنر