SILEN
سایلن SILEN چپتر 7 پارت 2
همان لحظه تلفن جههیوک زنگ خورد.
او گوشی را برداشت.
«کانگ.»
صدای پشت خط جدی بود.
«کارآگاه، یه جسد دیگه پیدا شده.»
جههیوک ابروهایش در هم رفت.
«کجا؟»
«دانشگاه هانگسو.»
چند ثانیه سکوت.
«ساختمان علوم انسانی… طبقه سوم.»
جههیوک گفت:
«کیه؟»
صدای مرد کمی پایین آمد.
«استاد پارک مینسو.»
جههیوک اسم را در ذهنش تکرار کرد.
آن طرف خط ادامه داد:
«ظاهراً چند تا شکایت غیررسمی ازش بوده… درباره سوءاستفاده از دانشجوها برای نمره.»
جههیوک آرام گفت:
«جسد کجا پیدا شده؟»
پاسخ آمد:
«داخل دفترش.»
مکث کوتاه.
بعد جملهای که قلب پرونده را سنگینتر کرد.
«و کارآگاه…»
«روش قتل… خیلی شبیه قبلیه.»
جههیوک به استیکر زرد داخل کیسه شواهد نگاه کرد.
باد سردی از خیابان گذشت.
صدای مرد در گوشی دوباره آمد:
«یه چیز دیگه هم هست.»
«چی؟»
«امروز…»
مکث.
«دقیقاً یک هفته از قتل دکتر لی میگذره.»
:::
نظرات (۶)