دخترِ من پارت ۲☆کپشن
ویو لویی:
محکم درب اتاق رو بست و از خونه رفت بیرون،سریع اشکام رو پاک کردم و یه لباس معمولی پوشیدم تا برم رستوران و کار کنم.وقتی داشتم از خونه بیرون میرفتم چشمم به عکس مامانم که به دیوار سالن پذیرایی نصب شده بود برخورد کرد.بغضم گرفت و چند قطره اشک از چشمام جاری شد اما سریع اشکام رو پاک کردم، به این نتیجه رسیدم که سرنوشت منم به سرنوشت مادرم دچار میشه.
برای امروز بیخیال مدرسه شدم و تصمیم گرفتم امروز رو صرف کار کردن توی رستوران کنم، چون با توجه به اتفاقاتی که میدونم چیه، بعد مهمونی امشب، برای فردا توان کار کردن ندارم. از اونجایی که کرایه تاکسی زیاد شده بود و منم پول زیادی نداشتم، پیاده شروع کردم به رفتن. وقتی رسیدم متوجه شدم یه ماشین مشکی و بزرگ نزدیک من توی خیابون نزدیک رستوران ایستاده.
کاملا مشخص بود که فرد توی ماشین کیه، اما توجهی نکردم و به سمت درب رستوران رفتم. وقتی به درب رسیدم، سرم پایین بود اما متوجه حضور یه مرد جلوی پاهام شدم.
بوی عطر تلخش کل ریه هام رو در بر گرفته بود، سرم رو بالا گرفتم؛ تعجبی نکردم، اون استاکر عوضی همیشه منو تعقیب میکنه.
اون عوضی هه سونگ بود!
☆
پایان پارت دوم
☆
حمایت و نظر یادتون نرهه
نظرات (۱۰)