SILEN
سایلن SILEN چپتر 18 پارت 2
کانگ آرام میپرسد:
«و بعد چی فکر کنه؟»
سوجون بدون مکث:
«که یا این مظنون خیلی احمقه…
یا اصلاً مظنون نیست.»
چند ثانیه سکوت سنگین.
کانگ به پشت صندلی تکیه میدهد.
«اگه خودت جای قاتل بودی…
اینو اینقدر کامل توضیح میدادی؟»
سوجون لبخند خیلی کمرنگی میزند.
«نه.»
کانگ:
«چرا؟»
«چون قاتلها معمولاً یه جا دروغ میگن.
یا یه بخش رو ناقص توضیح میدن.
برای ردگمکنی.»
نگاه سوجون آرام است.
«این توضیح…
بیش از حد تمیزه.»
کانگ به او خیره میشود.
ذهنش کار میکند.
کدوم قاتلی مسیر فکر خودش رو کامل، بدون لغزش، جلوی پلیس توضیح میده؟
کانگ بعد از چند لحظه میگوید:
«پس به نظرت نویسندهی این کد چی میخواسته؟»
سوجون آرام جواب میدهد:
«اینکه پلیس شک کنه.
اما نه به قاتل…
به شکِ خودش.»
کانگ لبخند خیلی کوتاهی میزند.
تقریباً ناخواسته.
«جوابهای خوبی دادی، هان سوجون.»
سوجون با احترام سر تکان میدهد.
«سعی کردم صادق باشم.»
کانگ از جا بلند میشود.
«میدونی مشکل این پرونده چیه؟»
سوجون:
«چی؟»
کانگ مکث میکند.
«هر چی جلوتر میریم…
کسی که باید مظنونتر بشه، منطقیتر میشه.»
و از اتاق خارج میشود.
در بسته میشود.
سوجون تنها میماند.
لبخندش محو میشود.
و زیر لب، تقریباً نامفهوم، میگوید:
«دقیقاً همینو میخواستم…»