معرفی رمان عشق بی نقص♡

۰ نظر گزارش تخلف
Nova
Nova

نام رمان:عشق بی نقص
ژانر:بی ال،جی ال،اسمات،مافیا،کره ای، برشی از زندگی،عاشقانه.
اسم شخصیت های اصلی:
نام:هوانگ هیونجین
سن:23
شغل:مافیا رده ی ویژه
ظاهر:موهای مشکی که مقداریشو میبنده و بقیه اش باز هستش،چشم هایی به سیاهی شب،بسیار خوشتیپ و قدبلند،اندامی مردونه،چهره سرد،لب گوشتی،
پوستی روشن،زیبایی یک پادشاه.
اخلاق:بسیار جدی،مغرور،بد اخلاق،سرد و خشن،گاهی موقع ها مهربون.
_____________________________________________________
نام:هوانگ هیون
سن:21
شغل:مافیا
ظاهر:موهای شرابی ارثی از مادرش،جلو چتری پرده ای، موهایی صاف تا آرنج پاهاش،با چشم های قهوه ای تیره،اندامی نازک و دخترونه سینه های خوش فرم و لب های گوشتی قرمز،پوست سفید مثل برف،چهره ای زیبا و کیوت،بعضی موقع ها سرد،زیبایی یک ملکه.
اخلاق:گاهی موقع ها جدی،مغرور،کیوت و مهربون،با ادب، دوست داشتنی،خون گرم،گاهی موقع ها سرد.
_____________________________________________________
نام:لی فلیکس
سن:20
شغل:کارمند بار هوانگ
ظاهر:چشم های سبز روشن با موهای بلوند تا کنار گردن،صورتی ظریف و زیبا،اندامی نازک و کوچک،چهره ی کیوت و ناز،لب های کشیده و گوشتی،پوست سفید و نرم،زیبایی فرشته.
اخلاق:مهربون،کمک رسون،کیوت و مهربون،دوست داشتنی،به موقع عصبانی میشه،با ادب.
_____________________________________________________
نام:کیم شینتا=تامبوی
سن:22
شغل:مبارز بوکس زیر زمینی_بادیگارد هیون
ظاهر:موهای کوتاه و از جلو دو طرفه تا روی چشم هاش،چشم های خاکستری تیره،اندامی استخونی و هیکلی،دست ها و پاهای بلند،هم قد هیونجین،صورتی ترسناک و استخونی،پوست سفید و روشن،لب های کشیده و قرمز،زیبایی یک شاهزاده.
اخلاق:بی ادب،بسیار بی عصاب،جدی در همه حال،خیلی کم مهربون،سرد و خشن.
خلاصه ی داستان:
هیونجین بعد فوت پدر مادرش مسئول کل مافیا و حتی خواهرش هیون هم میشه از 16 سالگی خودش خواهرشو بزرگ میکنه و خیلی زود همه تو مافیا بهش احترام گذاشتن.فلیکس پسری بود که از موقع بدنیا اومدنش پدر و مادرش فوت کرده بودن و توی یه خونه ی خیلی کوچیک زندگی میکنه،بعد از اخراج شدن از کارش ناچار به بار هیونجین میره و اونجا شروع به کار میکنه.شینتا دختری بود که یک روز خیلی عادی از مدرسه برگشت و مامان باباشو تیکه تیکه روی زمین خونه دید که هر قسمت از بدنشون یک جا آفتاده،از بچگی تامبوی بود،تنها بزرگ شد چون کسی مسئولش نمیشد و.....

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

معرفی رمان عشق بی نقص♡

۱۶ لایک
۰ نظر

نام رمان:عشق بی نقص
ژانر:بی ال،جی ال،اسمات،مافیا،کره ای، برشی از زندگی،عاشقانه.
اسم شخصیت های اصلی:
نام:هوانگ هیونجین
سن:23
شغل:مافیا رده ی ویژه
ظاهر:موهای مشکی که مقداریشو میبنده و بقیه اش باز هستش،چشم هایی به سیاهی شب،بسیار خوشتیپ و قدبلند،اندامی مردونه،چهره سرد،لب گوشتی،
پوستی روشن،زیبایی یک پادشاه.
اخلاق:بسیار جدی،مغرور،بد اخلاق،سرد و خشن،گاهی موقع ها مهربون.
_____________________________________________________
نام:هوانگ هیون
سن:21
شغل:مافیا
ظاهر:موهای شرابی ارثی از مادرش،جلو چتری پرده ای، موهایی صاف تا آرنج پاهاش،با چشم های قهوه ای تیره،اندامی نازک و دخترونه سینه های خوش فرم و لب های گوشتی قرمز،پوست سفید مثل برف،چهره ای زیبا و کیوت،بعضی موقع ها سرد،زیبایی یک ملکه.
اخلاق:گاهی موقع ها جدی،مغرور،کیوت و مهربون،با ادب، دوست داشتنی،خون گرم،گاهی موقع ها سرد.
_____________________________________________________
نام:لی فلیکس
سن:20
شغل:کارمند بار هوانگ
ظاهر:چشم های سبز روشن با موهای بلوند تا کنار گردن،صورتی ظریف و زیبا،اندامی نازک و کوچک،چهره ی کیوت و ناز،لب های کشیده و گوشتی،پوست سفید و نرم،زیبایی فرشته.
اخلاق:مهربون،کمک رسون،کیوت و مهربون،دوست داشتنی،به موقع عصبانی میشه،با ادب.
_____________________________________________________
نام:کیم شینتا=تامبوی
سن:22
شغل:مبارز بوکس زیر زمینی_بادیگارد هیون
ظاهر:موهای کوتاه و از جلو دو طرفه تا روی چشم هاش،چشم های خاکستری تیره،اندامی استخونی و هیکلی،دست ها و پاهای بلند،هم قد هیونجین،صورتی ترسناک و استخونی،پوست سفید و روشن،لب های کشیده و قرمز،زیبایی یک شاهزاده.
اخلاق:بی ادب،بسیار بی عصاب،جدی در همه حال،خیلی کم مهربون،سرد و خشن.
خلاصه ی داستان:
هیونجین بعد فوت پدر مادرش مسئول کل مافیا و حتی خواهرش هیون هم میشه از 16 سالگی خودش خواهرشو بزرگ میکنه و خیلی زود همه تو مافیا بهش احترام گذاشتن.فلیکس پسری بود که از موقع بدنیا اومدنش پدر و مادرش فوت کرده بودن و توی یه خونه ی خیلی کوچیک زندگی میکنه،بعد از اخراج شدن از کارش ناچار به بار هیونجین میره و اونجا شروع به کار میکنه.شینتا دختری بود که یک روز خیلی عادی از مدرسه برگشت و مامان باباشو تیکه تیکه روی زمین خونه دید که هر قسمت از بدنشون یک جا آفتاده،از بچگی تامبوی بود،تنها بزرگ شد چون کسی مسئولش نمیشد و.....

موسیقی و هنر