مشخصات رمان: نجاتم بدین عاشق شدم

رمان: نجاتم بدین عاشق شدم

۸ ویدیو

Part:6 نجاتم بدین عاشق شدم

۰ نظر گزارش تخلف
ᥴꪖꪶꪗρડꪮ.
ᥴꪖꪶꪗρડꪮ.

از زبان آدرین: صبح با آلارم گوشیم بیدار شدم هنوزم اتفاقات دیروز رو یادم میاد میخوام برم پسره رو کتک بزنم ولش رفتم ی دوش آب سرد گرفتم کت و شلوارم رو پوشیدم رفتم پایین صبحانه بخورم برم شرکت خیلی وقته سر نزدم به شرکت
دستیار: رئیس اون مرد مارک هست همون وارث
آدرین: هان اون یعنی همون آدمه ! نسبتش با سیلا چیه؟
دستیار: نسبتش رو نمیدونیم
آدرین: تو به چه دردی میخوری هان
دستیار: ببخشید رئیس
آدرین: گمشو نبینمت
بعد این که تنش تموم شد آدرین حرصش رو کل روز ریخت رو زیردست هاش هنوزم آروم نشده بود کل روز هنوزم یکم از اعصبانیتش کم نشده بود
از زبان سیلا: صبح زودتر از مارک بیدار شدم هنوزم قلبم درد میکرد و باورم نمیشد خودمو جمع کردم برای خودم و مارک صبحانه درست کردم قرار بود به عنوان دستیار برای مارک کار کنم
مارک: صبح بخیر خانم چاقالو
سیلا: من چاقالو نیستم اینو چاقو رو میبینی اگه نمیخوای حس کنی بشین سرجات
مارک: باشه باشه نکشینمون ی وقت
سیلا: قول نمیدم حالا بخوریم
مارک: چشم سردار
سیلا: آفرین
مارک : فردا ی جشن سالگرد ۴ سالگی شرکت رو برگزار میکنیم کله گنده های لندن قراره بیاد همه چیز رو خیلی خوب آماده کن
سیلا: چشم رئیس
مارک: حالا توی شرکت میگی بهم میگی رئیس
سیلا: اوکی اوکی
مارک: حالا راه بیفت برم شرکت
سیلا: نه من با ماشین خودم میرم فکر بدی نکنن
مارک: بکنن اخراجن
سیلا: داداشی خیلی خوبی
سیلا: چرا لبو شدی
مارک: نشدم گرمه
سیلا: آره حتما
مارک: گمشو ماشین
سیلا: ببخشید ببخشید
مارک : آفرین
رسیدن شرکت اولین روز سیلا بود داشت سالن مراسم رو اماده میکرد خیلی خوشحال بود بعد مدت ها حس آزادی رو تجربه کرد
سیلا: تموم شد
نیلا: خانم سیلا خیلی قشنگ شد نمیدونستم اینقدر ماهر هستین
(نیلا همکار سیلا هست)
سیلا: ممنون
نیلا: بریم ناهار بخوریم
سیلا: باشه حتما
بعد ۱۵ مین رسیدن به رستوران
گارسون: چی میل دارین؟
نیلا: ی استیک لطفا
سیلا: پاستا
گارسون: نوشیدنی چی میل دارین ؟
سیلا: شراب قرمز. نیلا نوشیدنی دیگه ای میخوای؟
نیلا: نه شراب قرمز خوبه
گارسون: بعد ۳۰ مین میل میکنید
نیلا و سیلا: ممنون
نیلا: ولی شراب اینجا رو میتونی تحمل کنی؟
سیلا: آره میتونم دلم میخواد خودمو تخلیه کنم
نیلا: پس دلت پره
سیلا: نپرس ی بلاهایی سرم اومد که تو زندگیت هم تحمل نمیکنی
نیلا: چی تجربه کردی؟

گزارش ممنوع

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

Part:6 نجاتم بدین عاشق شدم

۲ لایک
۰ نظر

از زبان آدرین: صبح با آلارم گوشیم بیدار شدم هنوزم اتفاقات دیروز رو یادم میاد میخوام برم پسره رو کتک بزنم ولش رفتم ی دوش آب سرد گرفتم کت و شلوارم رو پوشیدم رفتم پایین صبحانه بخورم برم شرکت خیلی وقته سر نزدم به شرکت
دستیار: رئیس اون مرد مارک هست همون وارث
آدرین: هان اون یعنی همون آدمه ! نسبتش با سیلا چیه؟
دستیار: نسبتش رو نمیدونیم
آدرین: تو به چه دردی میخوری هان
دستیار: ببخشید رئیس
آدرین: گمشو نبینمت
بعد این که تنش تموم شد آدرین حرصش رو کل روز ریخت رو زیردست هاش هنوزم آروم نشده بود کل روز هنوزم یکم از اعصبانیتش کم نشده بود
از زبان سیلا: صبح زودتر از مارک بیدار شدم هنوزم قلبم درد میکرد و باورم نمیشد خودمو جمع کردم برای خودم و مارک صبحانه درست کردم قرار بود به عنوان دستیار برای مارک کار کنم
مارک: صبح بخیر خانم چاقالو
سیلا: من چاقالو نیستم اینو چاقو رو میبینی اگه نمیخوای حس کنی بشین سرجات
مارک: باشه باشه نکشینمون ی وقت
سیلا: قول نمیدم حالا بخوریم
مارک: چشم سردار
سیلا: آفرین
مارک : فردا ی جشن سالگرد ۴ سالگی شرکت رو برگزار میکنیم کله گنده های لندن قراره بیاد همه چیز رو خیلی خوب آماده کن
سیلا: چشم رئیس
مارک: حالا توی شرکت میگی بهم میگی رئیس
سیلا: اوکی اوکی
مارک: حالا راه بیفت برم شرکت
سیلا: نه من با ماشین خودم میرم فکر بدی نکنن
مارک: بکنن اخراجن
سیلا: داداشی خیلی خوبی
سیلا: چرا لبو شدی
مارک: نشدم گرمه
سیلا: آره حتما
مارک: گمشو ماشین
سیلا: ببخشید ببخشید
مارک : آفرین
رسیدن شرکت اولین روز سیلا بود داشت سالن مراسم رو اماده میکرد خیلی خوشحال بود بعد مدت ها حس آزادی رو تجربه کرد
سیلا: تموم شد
نیلا: خانم سیلا خیلی قشنگ شد نمیدونستم اینقدر ماهر هستین
(نیلا همکار سیلا هست)
سیلا: ممنون
نیلا: بریم ناهار بخوریم
سیلا: باشه حتما
بعد ۱۵ مین رسیدن به رستوران
گارسون: چی میل دارین؟
نیلا: ی استیک لطفا
سیلا: پاستا
گارسون: نوشیدنی چی میل دارین ؟
سیلا: شراب قرمز. نیلا نوشیدنی دیگه ای میخوای؟
نیلا: نه شراب قرمز خوبه
گارسون: بعد ۳۰ مین میل میکنید
نیلا و سیلا: ممنون
نیلا: ولی شراب اینجا رو میتونی تحمل کنی؟
سیلا: آره میتونم دلم میخواد خودمو تخلیه کنم
نیلا: پس دلت پره
سیلا: نپرس ی بلاهایی سرم اومد که تو زندگیت هم تحمل نمیکنی
نیلا: چی تجربه کردی؟

گزارش ممنوع