YOU²⁶

(GOLSA)♥︎(K-POPER)♥︎(رمان YOU)♥(رمان HATRED)♥︎(فن واقعی بین آیدلاش فرق نمیزاره)

در ماشین.،لونا هیچ حرفی نزد و فقط بیرون رو نگاه میکرد و هیونجین داشت برنامشو چک میکرد..

- آقا رسیدید...
لونا : من میرم بالا...
هیونجین: منم میام....
لونا : هی ... نه.. حواست هست که کی هستی.. اگه یکی تورو ببینه چی؟
هیونجین: عیب نداره ماسک میزنم....
و باهم رفتن طبقه سوم ساختمان....
لونا در رو باز کرد...
یه خونه نقلی کوچولو که یه مبل راحتی و تلوزیون کوچکی داشت با یه یخچال و گاز کوچولو.... و تخت و کمدی که توی اتاق خواب بودند...
لونا : میرم لباسام رو بردارم.... نیا تو اتاق...
هیونجین: باشه
و نشست روی مبل... گوشی لونا رو برداشت و رفت توی شماره های تلفنش....
هیونجین با خودش: این دختر واقعا هیچ کسی رو نداره....
همون لحظه یه پیامی اومد....
جیک : دوست برادر لوناست... که برادر لونا گفته بهش نزدیک لونا شه تا جاسوسی اونو رو بکنه
پیام :
جیک : سلام.. خوبی؟ میخوای شام بریم بیرون؟
هیونجین با خودش: پس یکی رو داشته و نگفته
همون لحظه لونا اومد بیرون و گوشیشو دست هیونجین دید و پیام جیک رو هم دید...
لونا : چرا داری پیامامو میخونی؟
هیونجین: جیک کیه؟

نظرات (۵)

Loading...

توضیحات

YOU²⁶

۲۱ لایک
۵ نظر

در ماشین.،لونا هیچ حرفی نزد و فقط بیرون رو نگاه میکرد و هیونجین داشت برنامشو چک میکرد..

- آقا رسیدید...
لونا : من میرم بالا...
هیونجین: منم میام....
لونا : هی ... نه.. حواست هست که کی هستی.. اگه یکی تورو ببینه چی؟
هیونجین: عیب نداره ماسک میزنم....
و باهم رفتن طبقه سوم ساختمان....
لونا در رو باز کرد...
یه خونه نقلی کوچولو که یه مبل راحتی و تلوزیون کوچکی داشت با یه یخچال و گاز کوچولو.... و تخت و کمدی که توی اتاق خواب بودند...
لونا : میرم لباسام رو بردارم.... نیا تو اتاق...
هیونجین: باشه
و نشست روی مبل... گوشی لونا رو برداشت و رفت توی شماره های تلفنش....
هیونجین با خودش: این دختر واقعا هیچ کسی رو نداره....
همون لحظه یه پیامی اومد....
جیک : دوست برادر لوناست... که برادر لونا گفته بهش نزدیک لونا شه تا جاسوسی اونو رو بکنه
پیام :
جیک : سلام.. خوبی؟ میخوای شام بریم بیرون؟
هیونجین با خودش: پس یکی رو داشته و نگفته
همون لحظه لونا اومد بیرون و گوشیشو دست هیونجین دید و پیام جیک رو هم دید...
لونا : چرا داری پیامامو میخونی؟
هیونجین: جیک کیه؟