SILEN
سایلن SILEN چپتر 14 پارت 2
کانگ:
«یه سؤال دیگه… میگن تا چند ماه پیش تو تیم ملی تکواندو بودی. چرا خارج شدی؟»
سوجون:
«آسیب دیدگی.»
کانگ:
(چشمهاش باریک میشه)
«دقیقاً چه نوع آسیب؟»
سوجون:
«پارگی تاندون پای راست. پزشک تیم توصیه کرد ادامه ندم.»
کانگ:
(کمی لبخند میزنه، یادداشت میکنه)
«درسته… خب از وقتی خارج شدی، برگشتی دانشگاه. مهندسی کامپیوتر، درسته؟»
سوجون:
(با لحن مطمئن و بدون مکث)
«بله. پژوهش در زمینهی امنیت داده.»
کانگ سر تکان میدهد، صندلیاش را کمی عقب میکشد.
«از وقتت ممنونم، هان سوجون-شی. مزاحم نمیشم.»
سوجون لبخند کوتاهی میزند.
«خواهش میکنم، همیشه برای همکاری با پلیس در خدمتیم.»
کانگ از کلاس بیرون میرود.
در حالی که در را میبندد، برای لحظهای برمیگردد —
سوجون هنوز روی صندلی نشسته، به نقطهای نامعلوم روی دیوار خیره است.
نور پشت پنجره بخشی از چهرهاش را در سایه فرو برده.
زاویهای تاریک، گوشهی لبش اندکی بالا رفته، مرز بین آرامش و طعنه.
در راهرو:
افسر چوی به کانگ نزدیک میشود.
«رفتارش چطور بود، قربان؟»
کانگ نگاهی کوتاه به دفتر یادداشتش میاندازد.
«آروم… خیلی آرومتر از کسی که ممکنه چیزی پنهون کنه.»
(مکث کوتاه، آرام زیر لب)
«ولی بعضی سکوتها، از هر فریادی بلندترن.»
نظرات (۷)