سایلن SILEN چپتر 19 پارت 1

۲ نظر گزارش تخلف
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....
․․․․·❤ 성정윤 Song Jeong Yoon ❤·....

آپارتمان کانگ جه‌هیوک – شب
درِ آپارتمان با صدای کوتاهی بسته می‌شود.

کانگ کت خاکستری‌اش را روی صندلی می‌اندازد و کفش‌هایش را با بی‌حوصلگی درمی‌آورد.

آپارتمان ساکت است. بیش از حد ساکت.

چراغ‌ها را روشن نمی‌کند.

از کابینت یک بطری شراب برمی‌دارد.

لیوانی پیدا می‌کند، نصفش را پر می‌کند و روی مبل می‌نشیند.

تلویزیون را روشن می‌کند.

یک فیلم جنایی قدیمی پخش می‌شود.

کارآگاهی روی صفحه با صدای جدی می‌گوید:

«قاتل‌ها همیشه اشتباه می‌کنند.»

کانگ پوزخند کمرنگی می‌زند.

جرعه‌ای می‌نوشد.

ذهنش هنوز در صحنه‌های قتل است.

دکتر لی.

پزشک قانونی.

کنار جسد، دو گزارش.

یکی واقعی.

یکی جعلی.

و آن برچسب زرد.

«سکوت هم یک انتخاب است…»

استاد پارک مین‌سو.

دفتر دانشگاه.

فلش‌درایو.

مدارک سوءاستفاده.

رشوه.

دانشجوهایی که هیچ‌وقت شکایت نکرده بودند.

و آن جمله:

«قانون برای همه برابر است… تا وقتی قیمتش پرداخت شود.»

مدیرعامل ترا-گلوبال.

قاچاق انسان.

مرگ در میان سرورهای سوخته.

و پیام دیجیتال:

«وقتی قانون کور شود، حقیقت راه دیگری برای دیدن پیدا می‌کند.»

کانگ لیوان را آرام روی میز می‌گذارد.

چشم‌هایش به تلویزیون است…

اما هیچ‌چیز را نمی‌بیند.

به‌آرامی زیر لب می‌گوید:

«این فقط قتل نیست.»

سکوت.

چند ثانیه بعد:

«افشاگریه.»

نظرات (۲)

Loading...

توضیحات

سایلن SILEN چپتر 19 پارت 1

۵ لایک
۲ نظر

آپارتمان کانگ جه‌هیوک – شب
درِ آپارتمان با صدای کوتاهی بسته می‌شود.

کانگ کت خاکستری‌اش را روی صندلی می‌اندازد و کفش‌هایش را با بی‌حوصلگی درمی‌آورد.

آپارتمان ساکت است. بیش از حد ساکت.

چراغ‌ها را روشن نمی‌کند.

از کابینت یک بطری شراب برمی‌دارد.

لیوانی پیدا می‌کند، نصفش را پر می‌کند و روی مبل می‌نشیند.

تلویزیون را روشن می‌کند.

یک فیلم جنایی قدیمی پخش می‌شود.

کارآگاهی روی صفحه با صدای جدی می‌گوید:

«قاتل‌ها همیشه اشتباه می‌کنند.»

کانگ پوزخند کمرنگی می‌زند.

جرعه‌ای می‌نوشد.

ذهنش هنوز در صحنه‌های قتل است.

دکتر لی.

پزشک قانونی.

کنار جسد، دو گزارش.

یکی واقعی.

یکی جعلی.

و آن برچسب زرد.

«سکوت هم یک انتخاب است…»

استاد پارک مین‌سو.

دفتر دانشگاه.

فلش‌درایو.

مدارک سوءاستفاده.

رشوه.

دانشجوهایی که هیچ‌وقت شکایت نکرده بودند.

و آن جمله:

«قانون برای همه برابر است… تا وقتی قیمتش پرداخت شود.»

مدیرعامل ترا-گلوبال.

قاچاق انسان.

مرگ در میان سرورهای سوخته.

و پیام دیجیتال:

«وقتی قانون کور شود، حقیقت راه دیگری برای دیدن پیدا می‌کند.»

کانگ لیوان را آرام روی میز می‌گذارد.

چشم‌هایش به تلویزیون است…

اما هیچ‌چیز را نمی‌بیند.

به‌آرامی زیر لب می‌گوید:

«این فقط قتل نیست.»

سکوت.

چند ثانیه بعد:

«افشاگریه.»