_

۱۴۹ نظر گزارش تخلف
ᴀᴛꜱᴜʜɪ
ᴀᴛꜱᴜʜɪ

_به جایی رسیدم که به چشمانم حسادت میکنم وقتی میبینمت
اگر اسمم را از دهانت بشنوم به تو میگویم که تکرارش کن
تا آخر عمر هم نمیتوانم توصیف کنم که چقدر دوستت دارم
مرادر شب هایت همچون ستاره ای رسم کن که نور آن در چشمانت میدرخشد
مرا در عمرت چنان کلمه ای حک کن که مردم بعدها از آن حکایت کنند
دوست دارم بیشتر از عمرم زندگی کنم وبا تو دو عمر را تجربه کنم
اگر از من چشمانم را بخواهی اگر عمرم را هم بخواهی سال های باقی مانده از عمرم را با خوشحالی به تو هدیه میدهم...

نظرات (۱۴۹)

Loading...

توضیحات

_

۲۸ لایک
۱۴۹ نظر

_به جایی رسیدم که به چشمانم حسادت میکنم وقتی میبینمت
اگر اسمم را از دهانت بشنوم به تو میگویم که تکرارش کن
تا آخر عمر هم نمیتوانم توصیف کنم که چقدر دوستت دارم
مرادر شب هایت همچون ستاره ای رسم کن که نور آن در چشمانت میدرخشد
مرا در عمرت چنان کلمه ای حک کن که مردم بعدها از آن حکایت کنند
دوست دارم بیشتر از عمرم زندگی کنم وبا تو دو عمر را تجربه کنم
اگر از من چشمانم را بخواهی اگر عمرم را هم بخواهی سال های باقی مانده از عمرم را با خوشحالی به تو هدیه میدهم...