رمان
پارت هفتم رمان
عصر یخبندان
پارت7
فهمیدم بله اقا خان حیدر اومد دوست
بابامه لنگه بابامم هست رفتم پایین و
دیدم در کمال پرویی اومد رو مبل لم داده
_و با اجازه کی تن لشتو اوردی تو خونمون
-کارن پسرم زشته
_مامان با تو نبودم ساکت و شما کاری داشتی 091608201927شماره رفیق ولگردتته کاری داری به اون بگو حالا هم بیرون
-چه زبون تندی داری کاران جان اروم خواستم بگم فردا شما دعوتین خونه ما
-هر زری خواستی بزنی به من مربوط نیس بیرون
_خدانگهدار
جوابشو ندادم و وقتی درو بست رو به
مامانم عربده زدم...
ادامه دارد...
نویسنده: ساناز...
نظرات