فـیـکـشـن I'm not your master | P⁷

۰ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

I'm not your master | من صاحبت نیستم

-بد نیستم توله سگ ، دارم به جفتمون علی الخصوص با.سن مبارک تو لطف میکنم!

با قیچی جای دم جیمینو پشت شلوارک درست کرد و دوباره شلوارک رو توی بغلش پرت کرد و دست به سینه بهش خیره شد.

-بپوش اینو بجنب!

جیمین کمی تخس بهش خیره شد و اما با ظرافت خاصی پشت به جونگکوک کرد و آروم مشغول پوشیدن شلوارک شد و مطمئن شد جونگکوک قراره با هر حرکتش تا لحظه ی آخر زجر بکشه!
کمی خمتر شد و لبه ی تیشرتش بالا رفت و کمی از بوت (با.سن) سفید و تپلش رو کاملا به نمایش گذاشت و جونگکوک نفسشو برای بار هزارم کلافه بیرون داد.

+یااااه..من نمیتونم دممو از تو سوراخی که درست کردی رد کنم باید کمکم کنی جونگکوکاااا

جونگکوک بدون معطلی جلو اومد و دستشو روی شونه جیمین گذاشت و با کف دستش دیگش کمرشو به جلو خم کرد.

-صدا تولید کنی بیچارت میکنم!

جیمین دو طرف تیشرت رو بدون معطلی گرفت بالا و نگهش داشت و بدون اینکه لبخند شیطونش محو بشه به جلو خیره شد.

+بجنب جونگکوکاااا ، می‌دونی که کم طاقتم..

جونگکوک نفسشو بیرون داد ، تمام تلاششو کرد به بوت تو پر جیمین نگاه نکنه اما به هیچ عنوان برای رد کردن دم مخملی جیمین از سوراخ شلوارک چاره ای جز این کار نداشت! دم جیمین رو بی حواس محکم چسبید و همون لحظه گوشای جیمین سیخ و بدنش خشک شد و کمی صدای ناله مانند از خودش تولید کرد ، جونگکوک خوب می‌دونست یه سگ چجوری روی دمش حساسه!

-آروم باش کاریت ندارم

اما با دیدن لرزش بدن جیمین بخاطر قفل شدن حلقه دور دم مخملی و نقره ای رنگش ناخواسته نیشخند کجی روی لبش نقش بست ، حالا که فرصتشو داشت چرا اذیت نمیکرد؟؟

پـــایـــان پـــارتـــــ7

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

فـیـکـشـن I'm not your master | P⁷

۲۲ لایک
۰ نظر

I'm not your master | من صاحبت نیستم

-بد نیستم توله سگ ، دارم به جفتمون علی الخصوص با.سن مبارک تو لطف میکنم!

با قیچی جای دم جیمینو پشت شلوارک درست کرد و دوباره شلوارک رو توی بغلش پرت کرد و دست به سینه بهش خیره شد.

-بپوش اینو بجنب!

جیمین کمی تخس بهش خیره شد و اما با ظرافت خاصی پشت به جونگکوک کرد و آروم مشغول پوشیدن شلوارک شد و مطمئن شد جونگکوک قراره با هر حرکتش تا لحظه ی آخر زجر بکشه!
کمی خمتر شد و لبه ی تیشرتش بالا رفت و کمی از بوت (با.سن) سفید و تپلش رو کاملا به نمایش گذاشت و جونگکوک نفسشو برای بار هزارم کلافه بیرون داد.

+یااااه..من نمیتونم دممو از تو سوراخی که درست کردی رد کنم باید کمکم کنی جونگکوکاااا

جونگکوک بدون معطلی جلو اومد و دستشو روی شونه جیمین گذاشت و با کف دستش دیگش کمرشو به جلو خم کرد.

-صدا تولید کنی بیچارت میکنم!

جیمین دو طرف تیشرت رو بدون معطلی گرفت بالا و نگهش داشت و بدون اینکه لبخند شیطونش محو بشه به جلو خیره شد.

+بجنب جونگکوکاااا ، می‌دونی که کم طاقتم..

جونگکوک نفسشو بیرون داد ، تمام تلاششو کرد به بوت تو پر جیمین نگاه نکنه اما به هیچ عنوان برای رد کردن دم مخملی جیمین از سوراخ شلوارک چاره ای جز این کار نداشت! دم جیمین رو بی حواس محکم چسبید و همون لحظه گوشای جیمین سیخ و بدنش خشک شد و کمی صدای ناله مانند از خودش تولید کرد ، جونگکوک خوب می‌دونست یه سگ چجوری روی دمش حساسه!

-آروم باش کاریت ندارم

اما با دیدن لرزش بدن جیمین بخاطر قفل شدن حلقه دور دم مخملی و نقره ای رنگش ناخواسته نیشخند کجی روی لبش نقش بست ، حالا که فرصتشو داشت چرا اذیت نمیکرد؟؟

پـــایـــان پـــارتـــــ7