«جایِ خالیِ نبضدار»
جانِ جانانم؛
این روزهایی که نیستی..
ثانیهها نه که نمیگذرند، بلکه انگار در گلوگاهِ زمان گیر کردهاند.
همه از “صبر” میگویند و من به این فکر میکنم که صبر، تنها نامِ دیگری برای “تکرارِ نام تو” در لحظهلحظه تنهاییام است.
میدانم که بهزودی میآیی،
و این “بهزودیِ” تو، برایِ دلِ مجنونِ من، بزرگترین وعدهی دنیاست..
خانه با حضورِ خیالت گرم است،
اما جایِ خالیات، نبضِ اتاق را به شماره انداخته.
بیا که بیتابیهایم جز در آغوشِ حضورِ تو،آرام نخواهد گرفت.
منتظرِ اولین تپشِ قلبت در حوالیِ این خانه هستم..
_ از طرف ساحره به پژواکِ خواستنیاش)
نظرات (۴)