آقا حوصلم سر رفت کپشن اجبارییی

خونه کوچک آرمی و کیدرامر:) بکن عرزشی هستم بفرمایید

بیاین خاطرات دارک تون از معلم هاتون رو بگین همه پشمامون بریزه خودمم میگم


خبب شاید خوب نباشه و اینجا جای این حرفا نباشه ولی ما پارسال یه دبیر ادبیات داشتیم که من معلم یارش بودم
یه روز داشتم کار انجام می‌دادم بعد اون پشت سرم بود
بی دلیل دستشو گذاشت روی شونم گفت وای چقد لاغری و دستش تا کمرم رفت..
میخواستم اون لحظه بگم دستتو بردار لجن ولی نگفتم..
و هیچکس جز نامی و هانا که اون لحظه حواسشون بود نفهمیدن...

نظرات (۹۹)

Loading...

توضیحات

آقا حوصلم سر رفت کپشن اجبارییی

۱۸ لایک
۹۹ نظر

بیاین خاطرات دارک تون از معلم هاتون رو بگین همه پشمامون بریزه خودمم میگم


خبب شاید خوب نباشه و اینجا جای این حرفا نباشه ولی ما پارسال یه دبیر ادبیات داشتیم که من معلم یارش بودم
یه روز داشتم کار انجام می‌دادم بعد اون پشت سرم بود
بی دلیل دستشو گذاشت روی شونم گفت وای چقد لاغری و دستش تا کمرم رفت..
میخواستم اون لحظه بگم دستتو بردار لجن ولی نگفتم..
و هیچکس جز نامی و هانا که اون لحظه حواسشون بود نفهمیدن...