کارگردان سوبین و یی جه از این که رویامو بهم برگردوندین ممنونم!> کپشن :)> دل نوشتس بیشتر :>
خب بعد از مدت ها کپشن طولانی سلام!>
خالتون چطوره یوروبن؟
امیدوارم خوب باشه
این سریال قشنگ و تابستونی هم تموم شد
می ریم سراغ بقیه شون تا اخر شهریور قراره کور بشم رسما
ایشالا ک دووم میارم
علاوه بر سریال خب درس و زندگی م هست
دلم واسه اون تابستونی بودن تنگ شده بود
دیشب موقع خواب داشتم به خودم میگفتم ما درسته میگیم کاش تابستونمون مثل اینا بود
ولی مگه تابستون خودمون چشه؟
منم کلی نق و غر میزدم ولی الان ک یکم بیشتر فکر میکنم میبینم منم تابستون خودمو همون جور ک تونستم گذروندم گاهی با خوشحالی گاهی هم با ته مونده ی غم:>
ولی به قول ئه سون منم هرجور ک میتونم خوشحالی رو پیدا میکنم
پس شمام ادمای نق نقوی زندگی و چنل تون رو حذف کنین و خوشحالی رو پیدا کنین
البته اینجا نمیشه حذف کرد خیلی ولی من سعی میکنم ایگنور کنم و با ادمای خوب معاشرت کنم
از سریال به نصیحت رسیدیم
بگم اینارو هم در شرایط خوبی ننوشتم چون بدنم به شدت درد میکنه ولی قول دادم پست بذارم
امتیازم به سریال 8/2 عه
تم تابستونیش بیشتر تو 4 قسمت اوله و داستان خوب پیش میرفت
تو این سریال بازم بهمون نوشون دادن فیلم /سریال ساختن چقدر سخت و پردردسر هست و ما اون پشت رو نمیبینیم پر از حاشیه - قضاوت - سردرگمی
و البته تیم خوب کارگردان وو نشون داد: عشق - دوستی - فداکاری و... هم وجود داره
میدونم راجب همه چی حرف زدم ولی خوشم میاد از این که هرکاری دلم میخواد میکنم و حس "هستیِ واقعی بودن" میده
کتاب پسرک و موش کور و اسب و روباه رو تازه تموم کردم و میگفت "به اندازه ای ک تنفر وجود داره عشق هم وجود داره و دوست داشتن همه چیزه ! "
از خودم پرسیدیم میخوای چیکاره بشی؟ گفتم : کسی میخوام باشم که اثر خوبی به جا بذاره یا ی حس موندگار
پس ادامه میدم تا ی حس خوب از خودم باقی بذارم
دیگه قول دادم نگم خب خیلی حرف زدم
پس اگه خواستین ببینینش و من دوسش داشتم فضای خوب و رومانتیکی داشت
حرف هام با کرکتر هام میره تو کامنت ها:)
و اخرین حرفم:>
دوباره قراره برگردم تو غار
مواظب خودتون باشین:)>
نظرات (۳۸)