غم
ترکیب خشم و غم یک دردی در قفسه سینه و قلبم ایجاد میکنه که وادارم میکنه به گریه چون میخواد تخلیه کنم خودم رو اما من نمیکنم.
من خشمگینم از بابت چی؟
از بابت اینکه این ویدئو رو دیگه نمیتونم با خیال راحت در اپلیکیشن های بین المللی ببینم.
از اینکه خیالم در این کشور راحت نیست
از اینکه نه تنها مشکلات فردی بلکه خانوادگی و کشوری هم وجود داره
از اینکه تموم نمیشه نه درد تموم میشه نه زندگیم
زندگی به تنهایی خود سخت هست . حالا درگیر جنگو اینام بشو.
دیگر نمیکشم.
این چه تحصیلی شد که من کردم
این چه تفریحی شد که من کردم
دیگر نمیتوانم سریال های شاد ببینم
سریال های غمگینم که غمگینم میکند ان را هم نمیتوانم
پس در این صورت میل به سریال دیدن ندارم و روزهام بیشتر کسل کننده شده.
دلم خونه نه اینکه گرفته باشه.
افسوس از ایرانی بودن
مرگ بر این ...
خسته ام. کلمه خسته دیگر جوابگوی حجم احساسات روانی ام نیست.
جمله تاب اوریم دیگه نمیکشه هم حتی برام کمه
نفس کشیدنم شده مثل نفس کشیدن بالا ارتفاع کوه های بلندی مثل اورست. نفسم بالا نمیاد و اکسیژن ندارم
خلاصم کنید . یا از زندگی یا از این درد.
هیچکدام امکان پذیر نیست
چه میشود کرد جز اینکه مانند مرده ها روز هارا طی کرد و شب کرد.
(این ویدئو در دی ماه از تیکتاک دانلود کردم. بعد از وصل شدن نت به صورت محدود. میدیدم ادم های دیگه که سریال کره ای میبینن دارن نظر خودشونو راجب سریال میگن و من اینقدر احساساتم ضربه خورده که حتی سریال دیدنم خستم میکرد و نمیتوانستم بار روانی سریال رو داشته باشم.)
کاش یک قسمت از زندگیم بهبود پیدا میکرد بدون انکه از من بخواد خودمو نابوووود کنم تا بهبود پیدا کنه.
دیگر چقدر بگویم : "واقعا نمیکشم" تا واقعا درک شود که الان رگمو بزنی خونم در نمیاد.
افسوس از ایرانی بودن و ایران زندگی کردن
افسوس ...
نظرات (۱۰)