نوشته های مهرگان

۲۰ نظر گزارش تخلف
مِهرگآن
مِهرگآن

و به یاد دارم برف بر درختان می‌نشست و چنان تزئینات "یلدای پاک" آنها را منور میکرد☆~
آن گاه فکر تو در ذهنم بود، آن زخم..که با هم در سینه مان فرو کردیم=)
آه که چقدر احمق بودیم..
هر دانه ی برف که به پایین می‌ریخت..
دانه ای دیگر می‌آمد..
هر غمی بود را دور ریختم..
و خواستم دوباره زندگی کنم(:
و آیا..آیا تو گذاشتی؟
¹⁸:²⁷ بِه‌دنبآلِ‌غَریق‌نِجآتِ‌دِژآووئِ‌بَرفِ‌سِپید☆~
``_مِهرگآن_``
{بماند که نامم به یادگار}

نظرات (۲۰)

Loading...

توضیحات

نوشته های مهرگان

۳۰ لایک
۲۰ نظر

و به یاد دارم برف بر درختان می‌نشست و چنان تزئینات "یلدای پاک" آنها را منور میکرد☆~
آن گاه فکر تو در ذهنم بود، آن زخم..که با هم در سینه مان فرو کردیم=)
آه که چقدر احمق بودیم..
هر دانه ی برف که به پایین می‌ریخت..
دانه ای دیگر می‌آمد..
هر غمی بود را دور ریختم..
و خواستم دوباره زندگی کنم(:
و آیا..آیا تو گذاشتی؟
¹⁸:²⁷ بِه‌دنبآلِ‌غَریق‌نِجآتِ‌دِژآووئِ‌بَرفِ‌سِپید☆~
``_مِهرگآن_``
{بماند که نامم به یادگار}