تحریر خیال ایرج بسطامی ساز آواز همایون، ما را زخیال تو چه پروای شرابست، حسن ناهید فریوسفی سهیل ایوانی خواجه نوری، حافظ ۱۳۷۸
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است افسوس که شد دلبر و در دیده گریان
تحریر خیال خط او نقش بر آب است
بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود
زین سیل دمادم که در این منزل خواب است
معشوق عیان میگذرد بر تو ولیکن
اغیار همیبیند از آن بسته نقاب است
گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید
در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم
دست از سر آبی که جهان جمله سراب است حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز بس طور عجب لازم ایام شباب است
نظرات