اسکارفیس نامی که ساوانا را به لرزه انداخت

خنده‌بار
خنده‌بار

در دشت‌های پهناور ماسایی مارا، نامی بود که همه از آن حساب می‌بردند « اسکارفیس»
شیری با زخمی عمیق بر چهره، که آن زخم نشانه‌ی قدرتش بود، نه ضعفش. او با یک چشم می‌دید، اما بیشتر از هر شیر دیگری می‌فهمید و فرمان می‌داد.
سال‌ها پادشاه ساوانا بود. در نبردهای بی‌پایان، از قلمرو و خانواده‌اش دفاع کرد و هیچ رقیبی نتوانست او را شکست دهد.
او نمادِ شجاعت، قدرت و بقا در قلب طبیعت وحشی بود. حتی وقتی پیر شد، هنوز نگاهش ترس می‌پراکند و غرش‌اش تا دوردست‌ها می‌پیچید.
اسکارفیس فقط یک شیر نبود؛ او افسانه‌ی زنده‌ی ساوانا بود.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

اسکارفیس نامی که ساوانا را به لرزه انداخت

۰ لایک
۰ نظر

در دشت‌های پهناور ماسایی مارا، نامی بود که همه از آن حساب می‌بردند « اسکارفیس»
شیری با زخمی عمیق بر چهره، که آن زخم نشانه‌ی قدرتش بود، نه ضعفش. او با یک چشم می‌دید، اما بیشتر از هر شیر دیگری می‌فهمید و فرمان می‌داد.
سال‌ها پادشاه ساوانا بود. در نبردهای بی‌پایان، از قلمرو و خانواده‌اش دفاع کرد و هیچ رقیبی نتوانست او را شکست دهد.
او نمادِ شجاعت، قدرت و بقا در قلب طبیعت وحشی بود. حتی وقتی پیر شد، هنوز نگاهش ترس می‌پراکند و غرش‌اش تا دوردست‌ها می‌پیچید.
اسکارفیس فقط یک شیر نبود؛ او افسانه‌ی زنده‌ی ساوانا بود.

حیوانات و طبیعت