SILEN
سایلن SILEN چپتر 9 پارت 1
بیمارستان مرکزی سئول — بخش پزشکی قانونی
نیمهشب
بوی مواد ضدعفونیکننده در هوا پخش بود.
کارآگاه کانگ جههیوک وارد اتاق کالبدشکافی شد.
پزشک قانونی، دکتر یون ههجین، کنار تخت فلزی ایستاده بود.
روی تخت، جسد استاد پارک مینسو قرار داشت.
بدن با پارچه سفید پوشیده شده بود.
دکتر یون گفت:
«خوب شد اومدی، کارآگاه.»
جههیوک نزدیک شد.
«چیزی پیدا کردین؟»
پزشک پارچه را کمی کنار زد.
روی قفسه سینه استاد، کبودی بزرگی دیده میشد.
اما پوست پاره نشده بود.
دکتر یون گفت:
«در نگاه اول فکر کردیم سکته کرده.»
«یا شاید مسمومیت.»
او تصویر رادیولوژی را روی مانیتور روشن کرد.
چند خط سفید روی تصویر استخوانها دیده میشد.
«اما بعد اینو دیدیم.»
جههیوک جلوتر رفت.
«دندهها…»
«سه تا از دندهها شکسته.»
دکتر یون سر تکان داد.
«اما نه در اثر تصادف.»
او به نقطهای وسط قفسه سینه اشاره کرد.
«یک ضربه بسیار دقیق… درست روی استرنوم.»
جههیوک آرام گفت:
«مرکز قفسه سینه.»
«دقیقاً.»
پزشک ادامه داد:
«ضربه باعث شده دندهها بشکنن و تکه استخوان به قلب آسیب بزنه.»
مکث کوتاه.
«مرگ در کمتر از چند دقیقه.»
جههیوک چند ثانیه به تصویر نگاه کرد.
دکتر یون گفت:
«این ضربه رو هر کسی نمیتونه بزنه.»
«نیاز به قدرت… و دقت داره.»
جههیوک زیر لب گفت:
«یا آموزش.»
پزشک گفت:
«بوکس حرفهای…»
«یا هنرهای رزمی.»
جههیوک چیزی نگفت.
فقط به جسد نگاه کرد.
دو قتل.
دو روش کاملاً متفاوت.
اما هر دو…
بینقص.
نظرات (۲)