SILEN
سایلن SILEN چپتر 8 پارت 2
یکی از افسرها زیر لب گفت:
«لعنتی…»
پوشهی بعدی:
Court
اسکرینشات پیامها با شمارههایی که نام نداشتند.
اما لحن رسمی بود.
حرف از «پرونده»، «قاضی»، «مبلغ».
رسیدهای بانکی.
تاریخها.
اسم چند قاضی.
یکی از افسرها گفت:
«این… این یعنی رأیها رو خریده.»
جههیوک ساکت مانده بود.
نگاهش روی مانیتور قفل شده بود.
مأمور گفت:
«کارآگاه… اینا خصوصیترین پیامهاشه.»
«عکسها… چتها…»
جههیوک آرام گفت:
«یعنی قاتل…»
جملهاش را تمام نکرد.
اما همه فهمیدند.
یکی گفت:
«سایلن گوشی این مرد رو هک کرده.»
«یا قبل از قتل بهش دسترسی کامل داشته.»
جههیوک نفس عمیقی کشید.
دو قتل.
دو قربانی.
هر دو آدمهایی که فکر میکردند قدرت، مصونیت میآورد.
او گفت:
«علت مرگ هنوز مشخص نشده؟»
پزشک قانونی جواب داد:
«در نگاه اول نه.»
«نه خفگی، نه ضربه واضح به سر.»
مکث.
«باید کالبدشکافی کامل انجام بشه.»
جههیوک سر تکان داد.
به عکس جسد روی مانیتور نگاه کرد.
کنار دستش، فلش با نام سایلن.
او آرام گفت:
«این یکی… نمایش بود.»
مأمور پرسید:
«نمایش چی؟»
جههیوک گفت:
«اینکه بگه:
من فقط نمیکشم…»
مکث کوتاه.
«من افشا میکنم.»
باد سردی از پنجرهی نیمهباز اداره گذشت.
پرونده روی میز جههیوک بسته شد.
اما حالا همه میدانستند:
سایلن فقط یک قاتل نیست.
او قاضیای است که سیستم از کار افتاده را مسخره میکند.
نظرات (۵)