فـیـکـشـن I'm not your master | P⁹

۱ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

I'm not your master | من صاحبت نیستم

ناخواسته احساس عذاب وجدانش دو برابر شد ، نباید با دم یه سگ شوخی میکرد اگر خودش هم هایبرید بود قطعا بدش میومد کسب با دمش همچین کاری کنه!
در لب تاپشو بست و از پشت صندلی پا شد و وارد پذیرایی شد و اطرافشو از نظر گذروند تا توله هایبرید شیطون هیونگشو پیدا کنه اما ندیدش!

-هی تو.. کدوم جهنمی هستی؟..

توی اتاق مهمان و سرویس بهداشتی نگاه انداخت ولی خبری از جیمین نبود ، هیچ جای خونه خبری ازش نبود!

-هی توله سگ احمق کجا قایم شدی؟..

دستشو کلافه به دهنش کشید و سمت در خروجی رفت و دستگیره رو گرفت و با دیدن نیمه باز بودن در سریع تمام وجودش پر از استرس شد همین مونده بود که توله ی رفیقشو گم کنه!
نگاهی به اطراف انداخت.

-جیمین! کجایی ؟

به مرد همسایشون که کیسه زباله ی مشکی به دست داشت نگاه کرد و سریع بهش نزدیک شد

-آقای وو شما یه هایبرید سگ ندیدی؟!

×هایبرید؟ از کی تا حالا هایبرید نگه میداری جونگکوک؟

نفسشو کلافه بیرون داد و دور خودش چرخید. حتی نمیدونست کجا رو باید بگرده! آخه اون احمق با یه تیشرت و شلوارک کدوم جهنمی میتونه رفته باشه؟!
سریع برگشت داخل خونه تا تلفن و کلیدشو برداره اما با دیدن برجستگی پتوی روی تخـتش و جسمی که روی تخت زیر پتویش خزیده بود توی جاش
ایستاد و نفسشو راحت خلاص کرد.

-پس اینجایی !

به وضوح دید جیمین بیشتر به خودش جمع شد. تک خنده ی آرومی بخاطر حرکات لوس جیمین کرد و سمت تخت قدم برداشت.

-الان داری اینکارو میکنی که لوست کنم؟ بهت که گفتم جیمین ، من صاحبت نیستم..

آروم بالای تخت نشست و نفسشو بیرون داد.

-پس اینکارات بی فایدست!

لبه ی پتو رو گرفت تا از روی جیمین کنار بکشتش اما توله ی زیر پتو ، محکم‌تر پتو رو چسبید و مانعش شد.
بار دیگه محکم‌تر کشید اما با شنیدن خر خر عصبی جیمین از روی نارضایتی پتو رو رها کرد.
هوف کلافه ای کشید و به تاج تخت تکیه داد.

-خیال نکن من نازتو میخرم پس بهتره تمومش کنی..

چند ثانیه به جیمینی که پتو رو محکم چسبیده بود نگاه کرد و از روی تخت بلند شد.

پـــایـــان پـــارتــــ9

نظرات (۱)

Loading...

توضیحات

فـیـکـشـن I'm not your master | P⁹

۱۶ لایک
۱ نظر

I'm not your master | من صاحبت نیستم

ناخواسته احساس عذاب وجدانش دو برابر شد ، نباید با دم یه سگ شوخی میکرد اگر خودش هم هایبرید بود قطعا بدش میومد کسب با دمش همچین کاری کنه!
در لب تاپشو بست و از پشت صندلی پا شد و وارد پذیرایی شد و اطرافشو از نظر گذروند تا توله هایبرید شیطون هیونگشو پیدا کنه اما ندیدش!

-هی تو.. کدوم جهنمی هستی؟..

توی اتاق مهمان و سرویس بهداشتی نگاه انداخت ولی خبری از جیمین نبود ، هیچ جای خونه خبری ازش نبود!

-هی توله سگ احمق کجا قایم شدی؟..

دستشو کلافه به دهنش کشید و سمت در خروجی رفت و دستگیره رو گرفت و با دیدن نیمه باز بودن در سریع تمام وجودش پر از استرس شد همین مونده بود که توله ی رفیقشو گم کنه!
نگاهی به اطراف انداخت.

-جیمین! کجایی ؟

به مرد همسایشون که کیسه زباله ی مشکی به دست داشت نگاه کرد و سریع بهش نزدیک شد

-آقای وو شما یه هایبرید سگ ندیدی؟!

×هایبرید؟ از کی تا حالا هایبرید نگه میداری جونگکوک؟

نفسشو کلافه بیرون داد و دور خودش چرخید. حتی نمیدونست کجا رو باید بگرده! آخه اون احمق با یه تیشرت و شلوارک کدوم جهنمی میتونه رفته باشه؟!
سریع برگشت داخل خونه تا تلفن و کلیدشو برداره اما با دیدن برجستگی پتوی روی تخـتش و جسمی که روی تخت زیر پتویش خزیده بود توی جاش
ایستاد و نفسشو راحت خلاص کرد.

-پس اینجایی !

به وضوح دید جیمین بیشتر به خودش جمع شد. تک خنده ی آرومی بخاطر حرکات لوس جیمین کرد و سمت تخت قدم برداشت.

-الان داری اینکارو میکنی که لوست کنم؟ بهت که گفتم جیمین ، من صاحبت نیستم..

آروم بالای تخت نشست و نفسشو بیرون داد.

-پس اینکارات بی فایدست!

لبه ی پتو رو گرفت تا از روی جیمین کنار بکشتش اما توله ی زیر پتو ، محکم‌تر پتو رو چسبید و مانعش شد.
بار دیگه محکم‌تر کشید اما با شنیدن خر خر عصبی جیمین از روی نارضایتی پتو رو رها کرد.
هوف کلافه ای کشید و به تاج تخت تکیه داد.

-خیال نکن من نازتو میخرم پس بهتره تمومش کنی..

چند ثانیه به جیمینی که پتو رو محکم چسبیده بود نگاه کرد و از روی تخت بلند شد.

پـــایـــان پـــارتــــ9