دنیای شعر
lia
-۶۷ / ۴۰
شعر/زیبایییی ویدیو!
روبرویش ایستادم؛ بیدی با شاخههای سنگین و آویزان، همچون سایهای از مرگی آرام.
باد، آرام در میان رشتههایش میخزید و صدایی پدید میآورد که نه موسیقی بود و نه سکوت، چیزی میان هذیان و حقیقت.
آن تصویر، مرا از مردم جدا میکرد؛
گویی جهان آدمیان با همهی فریادهایش تنها سرابی دور بود، و من در میان شاخ و برگ بید،
غریبهای بودم که هیچ راه بازگشتی نداشت.
نظرات (۷)