مشخصات رمان :دو روانی عاشق

رمان: دو روانی عاشق

۶ ویدیو

Part:3 دوروانی عاشق

۱۵ نظر گزارش تخلف
Avin. پارت۵رمان اضافه شد<••>
Avin. پارت۵رمان اضافه شد<••>

الکس: بیا بریم
رز: اره
-----------------
آلیس: عوضیی(باداد)
نظر نویسنده:(بشین سرجات روانی)
لوکا: اونا چطور
آلیس :اونا قوی شدن ولی ما هنوزم همون قدرت رو داریم و این داره منو دیوونه میکنه
لوکا: اروم باش(باداد)
------------
رز: باید ماخم کاری کنیم
الکس : تو روز انتخاب رئیس شرکت کاری میکنم تاوانشو بدن
رز: همش بخاطرپدربزرگ لوکاست اونا رو پاره نکنم اسمم رز نیست
الکس: سهامشون رو خردیم بزرگترین سهامدار منم ولی دومین نفر کیه نمیدونم
رز: من
الکس:بابا باریکلا
رز: اینطوریم دیگه
الکس: سوسول نشو برو
رز: چشم رئیس
فلش بک: ی هفته گذشت روز بزرگ رسید رز و الکس اماده شدن
پدربزرگ لوکا: این نوم لوکا و دوست دخترش آلیس هستن میخوام امروز وارث شرکت رو اعلام کنم
الکس: وای چه خنده دار
رز: حاجی مطمئنی تو الان در سطحی هستی که رئیس رو انتخاب کنی
پدربزرگ لوکا: چی میگی تو نگهبان اونا رو بیرون کنید
رز: پیر مرد یادت رفته بزرگترین سهام داران شرکتت کی بود
لوکا: معولمه اونا ادم های مهم و با عقل هستن مثل شما ها نیستن
آلیس: درست میگه عزیزم
رز: وایی چه چندش(درحال دست زدن)
الکس: بزرگترین سهام دارا منو رز هستیم و الان قدرتمون از تو زیادهست شرکتت رئیس جدیدش منم
پدربزرگ: این امکان نداره
لوکا: چی چی میگی تو
رز: شلیک کنید
مهمانان: فرار کنید
یک تیر به پدربزرگ لوکا میخوره و میمیره
لوکل: نه
الکس: این تازه شروعشه
رز: مثل ما باید شما درد بکشین عذاب رو تحمل کنید
آلیس: بچرخ تا بچرخیم
رز و الکس باهم از سالن بیرون رفتم و لوکا و الیس دیوونه شد

گزارش ممنوع
شب پارت ۴ رو میذارم

نظرات (۱۵)

Loading...

توضیحات

Part:3 دوروانی عاشق

۷ لایک
۱۵ نظر

الکس: بیا بریم
رز: اره
-----------------
آلیس: عوضیی(باداد)
نظر نویسنده:(بشین سرجات روانی)
لوکا: اونا چطور
آلیس :اونا قوی شدن ولی ما هنوزم همون قدرت رو داریم و این داره منو دیوونه میکنه
لوکا: اروم باش(باداد)
------------
رز: باید ماخم کاری کنیم
الکس : تو روز انتخاب رئیس شرکت کاری میکنم تاوانشو بدن
رز: همش بخاطرپدربزرگ لوکاست اونا رو پاره نکنم اسمم رز نیست
الکس: سهامشون رو خردیم بزرگترین سهامدار منم ولی دومین نفر کیه نمیدونم
رز: من
الکس:بابا باریکلا
رز: اینطوریم دیگه
الکس: سوسول نشو برو
رز: چشم رئیس
فلش بک: ی هفته گذشت روز بزرگ رسید رز و الکس اماده شدن
پدربزرگ لوکا: این نوم لوکا و دوست دخترش آلیس هستن میخوام امروز وارث شرکت رو اعلام کنم
الکس: وای چه خنده دار
رز: حاجی مطمئنی تو الان در سطحی هستی که رئیس رو انتخاب کنی
پدربزرگ لوکا: چی میگی تو نگهبان اونا رو بیرون کنید
رز: پیر مرد یادت رفته بزرگترین سهام داران شرکتت کی بود
لوکا: معولمه اونا ادم های مهم و با عقل هستن مثل شما ها نیستن
آلیس: درست میگه عزیزم
رز: وایی چه چندش(درحال دست زدن)
الکس: بزرگترین سهام دارا منو رز هستیم و الان قدرتمون از تو زیادهست شرکتت رئیس جدیدش منم
پدربزرگ: این امکان نداره
لوکا: چی چی میگی تو
رز: شلیک کنید
مهمانان: فرار کنید
یک تیر به پدربزرگ لوکا میخوره و میمیره
لوکل: نه
الکس: این تازه شروعشه
رز: مثل ما باید شما درد بکشین عذاب رو تحمل کنید
آلیس: بچرخ تا بچرخیم
رز و الکس باهم از سالن بیرون رفتم و لوکا و الیس دیوونه شد

گزارش ممنوع
شب پارت ۴ رو میذارم