Lethian Dreams
Lethian Dreams - Dust (Lyrics)
「غبار」
یک هزارتوی سرد
مرا آزار میدهد
مرا با رنگ پریده میپوشاند
دود، که نفس میکشم
تو مرا صدا میزنی
اما آیا اصلاً آنجا هستی؟
مثل یک رویای زنده
همانطور که اتفاق میافتد
موجهای ملایم تو مرا حمل میکنند
در مکانی دورافتاده
تو مرا شاهد میسازی
بر شگفتانگیزترین آواز
بر دلنشینترین درد
تو همان دیوانهای هستی
که مرا رها نمیکند
تو سرمای بارانی
تو تنها چیزی هستی که میتوانم نفس بکشم
تو غبار مرگ منی
و آیا این تمام چیزی است که به یاد خواهم آورد؟
این همه چیز است
منصفانه است… منصفانه است…
و آیا این تمام چیزی است که به یاد خواهم آورد؟
این همه چیز است
منصفانه است… منصفانه است…
تو شانههایی هستی که من میشکنم
تو سرمای بارانی
تو مرا صدا میزنی… تو مرا صدا میزنی…
اما آیا هیچوقت بودی؟
آیا هیچوقت اصلاً آنجا بودی؟
A cold maze
Haunts me
Covers me of pale
The smoke I breathe
You're calling me
But are you even there?
Like in a vivid dream
The way it is played
I'm carried by your gentle waves
In a secluded place
You make me witness
The most haunting chant
The most enticing pain
You are the mad
That doesn't leave me
You are the cold of the rain
You are the only thing I can breathe
You are the dust of my death
And is this all I will recall
This is all
Fair enough... Fair enough...
And is this all I will recall
This is all
Fair enough... Fair enough...
You're the shoulders that I break
You are the cold of the rain
You are calling me... You are calling me...
But were you ever..
Were you ever even there?
نظرات